آ

  • آللاه‌دان اوزولمییه نه اؤلوم یوخدور.
    • «کسی(بیماری) که امیدش را از خدا قطع نکرده نمی‌میرد».
  • آباد اوْلسون خال خال، بیری یاتار بیری قالخار.
    • «آباد باشد خلخال، یکی می خوابد یکی بیدار می شود(وصف محلی که همیشه تعدادی بیدارند وشلوغ است)».
  • آتا اولماق آساندی ‏‏،آتالیق ائتمک چتیندیر.
    • «پدر شدن سهل است ‏‏،ولی پدری کردن سخت».
  • آتا چاتئنجاغ اششه یه مین!
    • «تا زمانیکه به اسب برسی سوارخر شو»!
  • آت آلماغا جاوان یوللا،قیز آلماغا قوجانی.
    • «جوان را برای خرید اسب بفرست و پیر را برای دختر(عروس)».
  • آت آلمامیش آخئر چکیر.
    • «قبل از اینکه اسب را بخرد آخورش را می‌سازد».
  • آتا دوغرایب بالایئیر.
    • «پسر دنباله رو پدر میشود».
  • آتاسئن دونقوز قاپمیش اوغلونوایلان چالمیش.
    • «پدرش را خوک گاز گرفته و پسرش را مار نیش زده».
  • آتاسئنا خئیئری اولمایان کیمه خئییری اولار؟
    • «کسی که به پدرش خوبی نمیکند به چه کسی خوبی میکند»؟
  • آتا سین گورمه ین شاهلئق ادعاسی ائدر.
    • «هرکه آبا و اجدادش را نشناسد ادعای پادشاهی می کند».
  • آتا سیندان قاباغا دوشه ن تولانی قورد یئیه ر.
    • «توله ای که جلوتر از پدرش راه برود طعمه گرگ می شود».
  • آتالار سوزونه محاکیمه اولماز.
    • «نصیحت پدر را نمی شود محاکمه کد »
  • آتالار سوزو حکمتدیر.
    • «سخن پدران پندآموز است».
  • آتالار سوزو عاغلئن گوزو.
    • «سخنان پدران(ضرب المثلها) چشم عقل هستند».
  • آتام آتام من بو ایشه ماتام.
    • « »
  • آتا مالین درج ایله‏‏، اونا گوره خرج ایله.
    • «اول ارث پدری را صاحب شو،آنگاه خرجش کن».
  • آتاما یاتاق سالدیم قالایچی یلدی یاتدی.
    • «برای پدرم رختخواب پهن کردم،خادم پدرم آمد خوابید».
  • آتام ایله آتانی دئینجه ‏‏،اوزوم ایله اوزونو دئه.
    • «حساب پدر با حساب خودت جداست ».
  • آتام ائوینده بایلق باشی ‏‏،اریم ائوینده تویوق آشی.
    • «خونه پدر کله ماهی خوراکش بود ،خونه شوهر مرغ بریان».
  • آتامی آنامی آتمیشام تکجه سنی توتموشام.
    • «پدر و مادرم را انداخته و تک تو را چسبیده ام».
  • آتامین اؤلمه سیند‌ن قورخمیرام، قورخیرام عزرائیل قاپیمی تانیا.
    • «از مرگ پدرم نمی‌ترسم ‏‏،ترسم از این است که عزرائیل در خانه‌ام را بشناسد».
  • آتا مینمه یین بیر عیبی وار، آت دان دوشمه یین مین عیبی وار(آتا مینمه ک راحتدیر، آت دان ینمه ک چتیندیر).
    • «اگر سوار بر اسب شدن یک عیب و ایراد داشته باشد، از آن افتادن و پیاده شدن هزار مورد و مسئله دارد(رسیدن به ثروت و مقام خوشایند ولی از دست دادن آن سخت و ناگوار است)».
  • آتان بیلیجی دی سنه نه؟.
    • «گیرم پدر تو بود فاضل-از فضل پدر تو را چه حاصل»
  • آتان سوغان آنان ساریمساق اوزون نجه اولدون گول بسر؟
    • «پدرت پیاز ومادرت سیر،مگه میشه تو بشی گلبسر(خیارسبز)».
  • آتانین دعاسی ‏‏،آنانین ناله سی.
    • «دعای پدر و ناله مادر».
  • آتانین دعاسی آنانین آهی.
    • «دعای پدر و آه مادر».
  • آتا اوت ایته ات وئرمزلر.
    • «به اسب علف و به سگ گوشت نمیدهند».
  • آتا مین ‏‏،آد قازان.
    • «بر اسب سوار شو و شهرت بطلب».
  • آتا آنا رشوه سیز دوست دورلار.
    • «پدر و مادر بدون هیچ چشم داشتی دوستت هستند».
  • آتا ائوینده اوگئی آنا _ار ائوینده قایئن آنا.
    • «در خانه ی پدر نامادری- در خانه ی شوهر مادر شوهر».
  • آتان اوخ قایئتماز.
    • «تیر پر تاب شده بر نمی گردد».
  • آتی آت ایله باغلاسان همرنگ اولماسا هم خوی اولار.
    • «دو اسب را که یکجا ببندی اگر هم رنگ نشوند هم خوی هم میشوند».
  • آج تویوق یاتار یوخودا داری گورر.
    • «مرغ گرسنه در خواب ارزن میبیند».
  • آج قارئن آجی آیران.
    • «شکم گرسنه و دوغ تلخ(وعده های تو خالی)».
  • آجئن ایمانی اولماز.
    • «آدم گرسنه ایمان ندارد ».
  • آجئندان یاتیب گون اورتادا دوروب .
    • «از زور گرسنگی شب می خوابد و بعد از ظهر بیدار می شود».
  • آخار سویا گئدسه، آخار سولار قورویار.
    • «آدم بد شانس اگر به آبهای روان برود آنها هم خشک میشوند».
  • آخار سو یولونی تاپار.
    • «آب جاری راهش رو پیدا می کنه».
  • آختاران تاپار یاتان یوخودا گوره ر.
    • «کسی که جستجو کند پیدا میکند و کسی که بخوابد در خواب میبیند(جوینده یابنده است)».
  • آخیرده گوله ن،یاخشی گوله ر.
    • «کسی که آخر میخندد،بهتر میخندد».
  • آدام هر نه دن قورخسا، باشئنا گله ر.
    • «انسان از هر چیزی بترسد به سرش میاید».
  • آدامئن آغزئندان سؤز آلئر.
    • «از دهان آدم حرف می‌کشد».
  • آدامئن اون دانا یییجی سی اولسون بیر دانا دیییجی سی اولماسئن.
    • «آدم ده تا نون خور داشته باشه ولی یه دونه غر زن نه»!
  • آدی منیم دادی سنین.
    • «به اسم من ولی لذتش مال دیگران».
  • آدئن توتدون اوزو گلدی.
    • «اسمشو آوردی پیداش شد».
  • آدئن ندی رشید بیرین دئه، بیرین ائشید.
    • «یکی بگو، یکی بشنو».
  • آرپا اکه ن بوغدا درمه ز.
    • «کسی که جو می کارد گندم درو نمی کند».
  • آزاجئق آشئم ، آغرئماز باشئم.
    • «به فقر می سازم ، دردسری ندارم».
  • آز دانئش ناز دانئش.
    • «کم گوی و گزیده گوی».
  • آستا دانئش، اوستا دانئش.
    • «کم گوی و گزیده گوی».
  • آستا گئده ن یورولماز.
    • «کسی که آهسته میرود خسته نمیشود».
  • آسلانین ائر‌کک دیشی سی اولماز.
    • «شیر نر و ماده ندارد».
  • آش دی آشئن ایسپناغی.
    • «آش اگه آشه مربوط به اسفناجشه».
  • آشی پیشدی.
    • «گاوش زائید.مشکلی برایش پیش آمد».
  • آغاج بار گتیردیکجه باش ایه ر.
    • «درختی که بارش بیشتر باشد بیشتر خم می‌شود».
  • آغاجی ایچیندن قورد یئیه‌ر.
    • «کرم درخت را از درون می‌خورد».
  • آغانئن مالی چئخاندا نوکرین جانی چئخئر.
    • «از اموال آقا داره کم میشه جان نوکر داره در میاد(شاه می بخشد شیخعلی خان نمی بخشد)».
  • آغریمایا‌ن باشا دسمال باغلامازلار.
    • «به سری که درد نمی‌کند دستمال نمی‌بندند».
  • آغرییان دیشی چکرلر.
    • «دندانی را که درد می‌کند باید کشید».
  • آغئزلاردا ساققئز اولماق.
    • «دهان به دهان گشتن».
  • آغئزئنا باخ تیکه کس.
    • «به اندازه دهانت لقمه بردار(پایت را به اندازه گلیمت دراز کن)».
  • آغئزئندا مرجیمک ایسلانمئر.
    • «عدس دردهانش خیس نمی‌شود(درمورد آدمی که سرّ نگهدارنیست)».
  • آل آپارمئش.
    • «آل او را برده است(آل=موجودی موهوم و خیالى که به چشم انسان تنها در شب یا زن حامله دیده مىشود)».
  • آل ایتدن معروف اولماق.
    • «مثل گاو پیشانی سفید مشهور بودن».
  • آللاه آدامئن عمروندن گؤتورسون ، قویسون شانسئنئن اوستونه.
    • «خدا از عمر آدم بردارد ، به شانسش اضافه کند».
  • آللاه ایکی قاپازی ، بیر باشا وور ماز.
    • «خدا یک سرکوفت را به یک سر نمی زند».
  • آللاه ایلانی تانییب ، آیاغلارئنی قارنئنا سوخوب.
    • «خدا خر را شناخت و شاخش نداد».
  • آللاه باغلایان قاپئنی ، هئچ کیم آچامماز.
    • «دری که خدا ببندد را هیچ کس نمیتواندباز کند».
  • آللاه بیر قاپئنی باغلاسا ، آیری قاپی آچار.
    • «خدا اگر دری را به روی بنده اش ببندد ، در دیگر به رویش می گشاید(خدا گر ز حکمت ببندد دری ز رحمت گشاید در دیگری)».
  • آللاه داغئنا باخار قار وئره ر.
    • «خداوند به کوه اش نگاه می کند برفش می دهد(خداوند به هر کسی به اندازه لیاقتش میدهد، خلایق هرچه لایق)».
  • آللاه دغل بازا پای ورمز.
    • «خدااز فریب کاران حمایت نمی کند.»
  • آللاه شنبه نی جهودا قیسمت ائله سین.
    • «خداوند شنبه را به جهود قسمت کند».
  • آللاه قارغا ده ییل کی گوز اویا(آللاهئن بارماغی یوخدور ، گؤزووه سوخا).
    • «خداوند مانند کلاغ نیست که چشم در بیاورد(چوب خدا صدا نداره)».
  • آللاه قازاناندان آلار وئره‌ر بئجه‌ره‌نه.
    • «خدا اختیار داره، »
  • آللاها قوربان اولوم کی، یاغی یاغ اوسته وئریب یارمانی یاوان قویوب.
    • «قربان خداوند بروم که به یکی روغن روی روغن (صد نازو نعمت) داده وبرای یکی هم بلغور خالی».
  • آلچاقدا دایان که چیخاسان باشا.
    • «برای رسیدن به قله کوه باید از دامنه شروع کنی».
  • آلئنمئش تاپئلمئش دی.
    • «چیزی که خریده شده غنیمت است».
  • آناسئنا باخ قئزئنی آل،قئراغئنا باخ بئزینی آل.
    • «در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن».
  • آنلایان بیر تل ده ن آنلایار(آدام اولانا بیر سوز یئته ر.آنلایانا بیر سؤز بسدیر.آنلایانا ایشاره، آنلامایانا میناره.آنلایانا بیر سؤز بیر کیتابدئر.آنلایانا بیر کلمه سازدئر،آنلامایانا زورنا قاوال آزدئر).
    • «عاقل را یک اشاره کافیست ».