غير از اخوت و برادري و صفا و صميميت و خويشي بين همه‌ي همرزمان، نوعي دوستي و تعاطف خاص‌تري هم وجود داشت. البته بيشتر در ميان نيروهاي جوان‌تر. با احساسات و عواطفي در اوج، بدين قرار كه دو سه نفر مي‌شدند و اغلب اوقات در خلوت و جلوت با هم بودند، موقع مرخصي رفتن به شهر يا ولايت، هنگام عمليات و كارزار، نماز جماعت كه در يك صف و كنار هم مي‌نشستند و امثال آن و چنان‌چه از هم دور مي‌افتادند و هر يك به سمت و سويي تقسيم مي‌شدند، معمولاً بعد از شام و نماز و ساعتي از شب گذشته كه هر كس هر كجا بود تا آن ساعت خودش را به مقر مي‌رساند، به ملاقات يكديگر مي‌رفتند و تا پاسي از شب از مصاحبت هم لذت مي‌بردند. گاهي هم با خودشان قرار مي‌گذاشتند كه رأس يك ساعت معين، هر كجا بودند آيه و حديثي را به ياد هم بخوانند و يا خوراكي و خوردني خاص مثل گردو را در آن وقت به خصوص، به هواي دوستي‌شان و ياد و يادآوري يكديگر بخورند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 102