تا بوي جابه‌جايي به مشام مي‌رسيد و دستور انتقال از منطقه‌اي به منطقه‌ي ديگر صادر مي‌شد، بچه‌ها در خودشان فرو مي‌رفتند. به راستي دل كندن از جايي كه مثل شهر و ديار و محله‌ي خودشان بود، كار ساده‌اي نبود.
شب آخر، وقتي خبر اعلام مي‌شد، همه دور هم جمع مي‌شدند؛ دعاي وداع مي‌خواندند، با شهدا و خاطرات سرخشان خلوت مي‌كردند و پس از طواف سنگرها و چادرها، چشم به آسمان مي‌دوختند: «كه ‌اي آسمان پس كي نوبت ما مي‌شود.» هنوز صداي شهيدان و سفارش‌هايشان در گوش‌ها بود و بازماندگان عهد مي‌بستند به يك‌يك وصاياي ره‌يافتگان عمل كنند تا روزي كه آنان هم راهي شوند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 155