وقتي بچه‌ها تازه سازماندهي شده و در تقسيم‌بندي جديد هر يك به قسمتي افتاده بودند و به خوبي همديگر را در آن جمع نمي‌شناختند، طي چند ميهماني كه در آن‌ها تك‌تك دسته‌ها ميزبان كل گروهان بودند، با يكديگر و مسئوليت فعلي هم آشنا مي‌شدند.
هريك با گفتن شغل، دسته، و بعضاً سابقه‌ي حضورشان در جبهه خود را معرفي مي‌كردند، بعد نوبت مسئولان بود. اين ميهماني‌ها بعداً در ايجاد ارتباط و روحيه‌ي جمعي فوق العاده مؤثر بود و در همين حد هم باقي نمي‌ماند.
ميهماني‌هاي دسته‌اي در اثر انس و الفت نيروها با هم به مهماني‌هاي گروهي تبديل مي‌شد و تا مرحله‌ي گرداني پيش مي‌رفت. پس از دو الي سه ماه آن‌قدر بچه‌ها با هم دلبستگي پيدا مي‌كردند كه به كلي تشريفات در رفت و آمد‌ها از بين مي‌رفت. همه غذايي را كه لشكر مي‌داد، مي‌گرفتند و در حسينيه‌ي گردان مي‌خوردند. هر روز هم يك گروهان زحمت خدمات و توزيع آن را به عهده داشت، به اين وسيله همه ميهمان و ميزبان هم بودند، و كل گردان به مثابه يك خانواده در كنار هم زندگي مي‌كردند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 80