موش‌ها تنها موجوداتي بودند كه در همه‌ي فصل‌ها و همه‌ي نقاط وجود داشتند، از سنگر تداركات گرفته تا دكل ديده‌باني؛ به نحوي كه جزيي از جبهه و جنگ محسوب مي‌شدند. حيواني كثيف، بيماري‌زا و بدتر از همه نجس كه با تقيد بچه‌ها به پاكي و طهارت و بهداشت هميشه اسباب دردسر بود.
هيچ چيز از دست آن‌ها در امان نبود، موش‌هاي گوشت‌خواري كه از اجساد دشمن تغذيه مي‌كردند و بنا به همين عادت شوم سراغ برادراني كه معلوليت جسمي داشتند مي‌رفتند، برادراني كه به سبب قطع عصب تا زماني كه خون به ساير نقاط بدنشان نمي‌رسيد و احساس خيسي نمي‌كردند، متوجه نمي‌شدند و راهي نداشتند جز اين‌كه موقع خواب آن عضو را ميان پتو يا دستمال آغشته به سم قرار دهند تا موش‌ها بدنشان را نخورند و بيشتر براي نابودي موش‌ها در گرمايي مثل فاو و سرمايي مثل پيرانشهر از سم، دود، و محلول آب و پودر رختشويي، تله، چوب، و... استفاده مي‌كردند و كمتر به گلوله و مواد منفجره متوسل مي‌شدند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 72