اموري را كه بعضي به واسطه‌ي حضور مداومشان در جبهه نمي‌توانستند پيگيري كنند،‌ به ‌وسيله‌ي مكاتبه به برادراني محول مي‌كردند كه تازه ترخيص شده بودند. مثل معاون و مشاوري صديق از آن‌ها مي‌خواستند تا به كارهاي ناتمامشان در شهر رسيدگي كنند.
از جمله تقاضاهايشان، تقاضاي برقراري رابطه بود، با بچه‌هايي كه به اقتضاي سن و سالشان در معرض تهديد فرهنگي_‌ سياسي بيشتري بودند،‌ و پر كردن جاي خاليشان در صميميت با آن‌ها براي راهي كردن آن‌ها به جبهه از طريق دوستي و جواب دادن به سؤالاتي كه معاندين بر ايشان ايجاد كرده بودند. اين جور بچه‌ها با آن‌چه ديده بودند و حس مسئوليتي كه داشتند، هميشه خودشان آن‌جا بودند، دلشان در محل.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 120