مشكلات ناشي از سفر و نقل و انتقالات با مزاح‌ها و تكه‌گو يي‌هايي به موقع همراه بود. مثلاً در جريان عمليات مرصا د كه قرار شد بچه‌ها را در موقعيتي خاص از طريق هواپيما ببرند، تا زماني‌كه پايين هواپيما بودند مي‌گفتند: « ما چقدر مهم شده‌ايم كه مي‌خواهند ما را با هواپيما ببرند! » يا، « مثل اين‌كه قراره اين دفعه مستقيم برويم به عرش! »
و... يا موقع سوار شدن به اتوبوس براي رفتن به خط اگر بزرگتري در خداحافظي كسي را فراموش مي‌كرد، او اعتراض مي‌كرد كه: « پس من چي؟» و جواب مي‌شنيد: « تو ديگه ماشاالله بزرگ شدي بابا! » و بعد كه سوار اتوبوس مي‌شدند، مي‌گفتند: « براي سلامتي خودتان الفاتحه! » در اين هنگام هر كس دستش را روي شانه‌ي جلوييش مي‌گذاشت و شروع مي‌كرد حمد و قل هوالله خواندن.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم)