در فاصله‌ي مرخصي‌هاي چند روزه‌ي شهرستاني، مرخصي ساعتي و نهايتاً 24 ساعته‌ي شهري وجود داشت تا با رفت و آمد به نزديك‌ترين شهر سر راه منطقه، رزمندگان بتوانند كمبودها و كاستي‌هاي منطقه را با مراجعه كردن به آن تا حدودي برطرف كنند.
معمولاً‌ از هر دسته دو نفر كه نوبت شهرداريشان نبود به مرخصي شهري مي‌رفتند. فاصله‌ي اردوگاه و محل استقرار را با وسايل نقليه‌ي نظامي كه از قرارگاه عازم شهر بودند طي مي‌كردند. عموماً‌ افراد با دوستان قديمي خود كه با آن‌ها عقد اخوت بسته بودند به شهر مي‌رفتند.
قبل از رفتن به چادرها سر مي‌زدند تا اگر برادران كاري در شهر داشتند، انجام بدهند، كه عمدتاً درخواست تماس با خانواده بود. غير از گشت‌ و گذار در شهر و استحمام و آب و هوا عوض كردن، عمده‌ي وقت بچه‌ها به خريد اقلامي مي‌گذشت كه جزو لوازم ضروري زندگي در جبهه و جنگ بود؛ از ناخن‌گير و قيچي اصلاح گرفته تا كفش و ساك و لباس و لوازم‌التحرير كه بنا بر هر دليل تداركات جوابگوي نياز به آن‌ها نبود.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 123