سادگي و صداقت و صميميت كه در رگ حيات و زندگي در جبهه و جنگ جريان داشت، بيش از هر چيزي موجب پاكيزگي زبان و صفاي سخن بود و آن همه حكمت و رحمتي كه جايي براي غلو و از آن جمله حرف ناراست و ناصواب باقي نمي‌گذاشت مزيد بر حدي از هوشياري كه هر قول راستي را نيز نقل نكنند، از حيث اخلاقي، اطلاعاتي و موقع‌شناسي. چنان كه به اخلاص و اندكي مزاح در پاسخ سؤال از جراحتشان مي‌گفتند: «ضرب خورده» يا «به آهن خورده» به جاي توضيح تير و تركش و نوع آسيب‌ديدگي و جزئيات حادثه، و نوعي رد گم كردن و در عين حال متوسل به دروغ نشدن، چون تكه كلام «گفتند نگوييد» كه درست‌تر و راست‌تر آن «نگفتند بگوييد»، كنايه از اين‌كه گوينده‌ي خبر نگفته كه مطلب را براي شما بازگو كنم و به ‌اين ترتيب طفره رفتن از بيان آن‌چه نبايد به زبان مي‌آمد و صداقت كه غايت راستي و درستي بود.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 83