پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان
چهارشنبه 29 دی 1389 11:14 PM
در جلسان قرآني كه معمولاً بعد از نماز مغرب و عشا تشكيل ميشد، هر كدام از برادران آياتي را تلاوت ميكردند. روحاني گردان و اگر ايشان نبود يكي كه وضعش از بقيه بهتر بود ايراد برادران را ميگرفت و در نهايت، توضيحاتي پيرامون آيات خوانده شده ميداد. بعد حاضران موظف بودند كه هر كدام حديثي از معصوم (ع) را با معنياش بگويند. در آخر هم با عزاداري جلسه به اتمام ميرسيد.
هر وقت گردان به عقب برميگشت و بچهها بيشتر ميتوانستند دور هم جمع بشوند، بلافاصله اين جلسه را راه ميانداختند. اكثراً هم سعي ميكردند در اين جلسان قرآن را با قرائت بخوانند، بدون اينكه رو دربايستي بكنند و امتناعي داشته باشند.
در كمال اخلاص آنچه در توانشان بود بيپروا ارايه ميكردند. علاوه بر جلسات مذكور، كلاسهايي به عنوان آموزش قرآن وجود داشت كه برادراني هم به اين منظور اعزام ميشدند. در غياب ايشان از افرادي كه در بين خود دوستان بودند، استفاده ميشد. بچههايي كه اصلاً نميتوانستند بخوانند، ظرف يك ماه در اين كلاسها مخصوصاً قبل از عمليات، همه چيز را فرا ميگرفتند. بعد كه اسم بعضي از آنها را جزو شهدا ميديدي، توي دلت ميگفتي: حالا ميفهمم چرا دير آمده زود ميخواستند بروند.
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) - صفحه: 172