عيادت از بيمار در جبهه محدود به حدودي نبود. كافي بود بفهمند دوستي، برادري، بچه محلي حالش خوش نيست و مدتي است كه بيمار است. بلند مي‌شدند چند نفري از يگان خود راه مي‌افتادند و مي‌آمدند سراغش. طول راه و زمان رفت و برگشت هم در شرايط عادي مسئله‌اي نبود. پيش مي‌آمد كه بچه‌ها از انديمشك به اهواز مي‌آمدند و تا محل و مقر مريض را پيدا كنند دو روز اين طرف آن طرف مي‌زدند. بچه‌هايي كه گاهي نمي‌توانستند براي برادر بيمارشان چيزي هديه بياورند، جز سهميه‌ي خود كه جلو‌جلو از تداركات مي‌گرفتند، اگر دستشان خالي بود دلشان لبريز از عشق و ارادت بود.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 65