طلبه‌هايي كه در هيئت نيروهاي تبليغي_ رزمي به جبهه مي‌آمدند، از محبوبيت بالايي بين برادران برخوردار بودند. خصوصاً كساني كه به قول معروف آن‌چه همه‌ي خوبان داشتند آن‌ها يك‌جا داشتند، چون پاكيزگي و رعايت بهداشت، نظم و نسق در كار، زبان گويا و گرم از دانش، خاكي و خودماني بودن با جمع، مانع نشمردن لباس در ساختن سنگر و نصب چادر، سوار موتور شدن، دويدن و نشستن و برخاستن با بچه‌ها و در رأس همه‌ي اين‌ها برخورداري از روحانيتي كه همه كشته و مرده‌اش بودند.
چيزي كه موجب مي‌شد نتوانند، دو شب يا دو وعده غذا در سنگري بمانند، مرتب بايد جابه‌جا مي‌شدند و دل عالمي را به دست مي‌آوردند.‌ طلبه‌هايي كه در كنار همه‌ي وظايفشان، بين برادران عطر و تسبيح، مفاتح منتخب و قرآن‌هاي كوچك و مداليوم پخش و هديه مي‌كردند و بعضي بسيار سخت‌گير كه دريافت تسبيحي را در برابر يك ميليون صلوات و مشروط مي‌دادند، و چانه‌زدن برادران كه ديدني و شنيدني بود.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 167