از جمله بهانه‌هاي مكاتبه، فراخواني نيروهاي پر سابقه‌ي جبهه براي عمليات بود. كساني كه نسبت به منطقه حق آب و گل داشته و حالا بنا به دلايلي در منطقه حضور نداشتند، به وسيله‌ي برادراني كه قبلاً با هم قرار و مدار گذاشته بودند، از عمليات مطلع مي‌شدند.
آن ‌هم با استفاده از كلمات و عبارات قراردادي نظير:‌ «من اين حرف را نوشتم چنان كه غير ندانست، تو هم ز روي كرامت چنان بخوان كه تو داني». يعني برنداري يك مشت افراد قد و نيم‌قد را دنبال خودت بياوري! فقط خودت بيا.
بعضي كه از اين نامه پراكني‌هاي رفاقتي اطلاعي نداشتند، چند روز مانده به عمليات چشمشان به جمال اين دوستان مي‌افتاد و يقين پيدا مي‌كردند كه بايد خبري باشد و وقتي از آن‌ها پرسيده مي‌شد: پس چه‌طور بو بردي و خودت را رساندي؟ بعضاً به شوخي مي‌گفت: «مادربزرگم مي‌گفت كه خيلي وقته خبري نيست،‌ احتمالاً حالا ديگه بايد وقتش باشه».

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 119