در بعضي از مناطق، حمام چيزي نبود جز «كانكس» با چند دوش انفرادي كه غالباً به خاطر كمبود آب و سوخت از اذان صبح تا يكي_ دو ساعت بعد داير بود و در صورتي ‌كه شهر نزديك بود، بچه‌ها مرخصي مي‌گرفتند و با سختي به آن‌جا مي‌رفتند كه گاهي فاصله‌ي مقر تا شهر بعضاً هفت، هشت كيلومتر بود.
در مابقي مواقع، رودخانه و چشمه‌ها بهترين محل بود. در زمستان بعضي وقت‌ها بچه‌ها براي دسترسي به آب از ترس در ديد دشمن قرار نگرفتن و لو نرفتن مواضعشان ناگزير بودند آتش روشن نكنند و از آب سرد استفاده كنند. در برخي شرايط هم در حلب‌هاي خالي روغن نباتي آب را گرم مي‌كردند،‌ برف‌ها را به وسيله‌ي هيزم آتش زده در زير حلب، آب مي‌كردند و بعد با كاسه از آن استفاده مي‌كردند، و يا آب را در لگن مي‌ريختند و با قراردادن بر روي بلندي و كشيدن دو پتو در اطرافش، حمام پتو مي‌گرفتند.
حدفاصل اين نوع حمام كردن در عقبه نيز حمام‌هاي صحرايي بود كه با تكه چوب و پليت با يك ظرف آب بين زمين و آسمان راه‌اندازي و استفاده مي‌شد.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 51