بچه‌ها هيچ بهانه‌اي را براي شركت نكردن در عمليات، بر خود نمي‌پسنديدند. نه زخم و جراحت را و نه كمي‌ و كاستي تجهيزات را. افرادي بودند كه پوتين_ چه از كوچكي و چه از بزرگي_ به پايشان نمي‌خورد و پاي برهنه به عمليات مي‌آمدند.
بچه‌هايي هم بودند كه نمي‌توانستند وسايل و مهماتشان را حمل كنند و دوستان ديگرشان هر كدام قطعه‌اي از آن را به دوش مي‌گرفتند و به سوي خط مقدم شتاب مي‌كردند. چنان‌كه همين برادران پس ازشهادت عزيزي، نماز و روزه‌ي قضاي او را تقسيم مي‌كردند و به صورت گروهي به جا مي‌آوردند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 85