وقتي رزمنده‌اي مجروح مي‌شد، قسمتي از بدنش آسيب جدي مي‌ديد و يا يكي از اعضاي خود را از دست مي‌داد، شكرگزار بود، ولي به محض بستري شدن به بهانه‌ي‌ اين‌كه حالش بهتر است و براي مجروحين ديگر نيز تخت خالي نيست، در اولين فرصت فرار را بر قرار ترجيح مي‌داد، و خودش را به جبهه مي‌رساند.
بعضاً‌ آن‌هايي كه داراي نقص عضو آشكار نبودند، در كارهاي جمعي گردان،‌ راهپيمايي‌ها و حمل مجروحين و... نيز شركت مي‌كردند. حتي دوستان صميمي آن‌ها نيز يا پس از شهادت، و يا وقتي بر اثر انفجار گلوله‌اي به طور تصادفي پاي مصنوعي او را به گوشه‌اي پرتاب مي‌كرد، متوجه مي‌شدند. جانبازان براي جانماندن از دوستان و همرزمانش اغلب اين امر را مخفي مي‌كردند.

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 147