جا‌به‌جايي براي رفتن به سمت خط هم حال و هواي خودش را داشت. بعد از چند شبانه‌روز انتظار،‌ شب از نيمه گذشته، بچه‌ها وسايلشان را جمع و جور مي‌كردند و با شماره‌گذاري عقب كاميون جا مي‌دادند و با چشمان خواب‌آلود راه مي‌افتادند. 5 الي 6 ساعت حركت و بعد در منطقه‌اي مشخص، در يك چادر 30 نفر با هم خوابيدن و پس از چند روز اقامت، دوباره حركت تا رسيدن به خط اول، بعد با شماره‌ي سه پايين پريدن و مستقر شدن تا رسيدن دستور به خط زدن، حسابي حال همه را جا مي‌آورد.
بچه‌ها قبل از جابه‌جايي رسم داشتند كه تابلوهاي كوچكي در محل چادرهايي كه حالا برچيده شده بودند، نصب مي‌كردند و با عباراتي كه روي آن‌ها مي‌نوشتند، نيروهاي جايگزين و آيندگان را به قرائت فاتحه‌اي براي ياران شهيدشان دعوت مي‌كردند.
اگر دسترسي به اين تابلوها ممكن نبود، از تخته‌سنگ‌هاي موجود كمك مي‌گرفتند و با استفاده از ماژيك ياد شهدا را زنده نگه مي‌داشتند يا با نقل جملاتي از معصومين (ع) و امام (ره)‌ آثار و علايمي از خود در آن محيط سراسر خاطره به جاي مي‌گذاشتند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 131