سراغ گرفتن از يكايك بچه‌ها در همه حال امري محال بود. منشي گردان در مراسم صبحگاه نام غايبين و علت آن را ذكر مي‌كرد و اگر نام فردي دو روز متوالي جزو غايبين بيمار برده مي‌شد، فرمانده با پرس و جو از بچه‌ها بر سر بالينش حاضر مي‌شد و متواضعانه از او مي‌خواست تا اگر نياز به بستري شدن و رفتن به شهر دارد، وسايلش را فراهم نمايد. آن‌چه مي‌توانست و در حد وسعش بود انجام مي‌داد كه در رأس همه‌ي آن‌ها همين احساس خودماني كردن بود كه روحيه‌ي بيمار را به كلي تغيير مي‌داد.

 

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 66