بسيار پيش مي‌آمد كه زمين زيرانداز و آسمان روانداز رزمندگان بود. هنگام خواب و خستگي، كوله‌پشتي برايشان حكم بالش پر قو را داشت. جايي كه لباس، پوتين، كلاه‌خود و احياناً آجر و سنگ‌پاره، كنج ديوار يا نقطه‌ي برآمده‌اي مثل چهارچوب، متكاي زير سرشان مي‌شد، و يا بالين محبت برادران ديگر پذيراي تن خسته‌شان مي‌گرديد.
به اين نحو كه اگر سرش را روي مچ و يا ساق پاي يكي از برادران گذاشته بود، او براي اين‌كه نشان بدهد تا چه اندازه به شخص ارادت و علاقه دارد، سر او را به سمت سينه‌ي خود مي‌كشيد، و روي قلبش قرار مي‌داد. كنايه از اين‌كه جاي شما در واقع اين‌جاست. گاهي متقابلاً هر دو سرهايشان را به طرف هم مي‌آوردند و روي سينه‌ي هم جاي مي‌دادند، و به اين ترتيب گاه تا پانزده نفر در كنار هم ساعت‌ها مي‌آرميدند.

منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) -  صفحه: 103