پاسخ به:کوتاه و خواندنی > بارزمندگان
چهارشنبه 29 دی 1389 10:29 PM
بعد از عمليات و عادي شدن نسبي اوضاع، نوبت عقب آوردن شهدا بود كه گاه به قيمت شهادت همرزم ديگري تمام ميشد. وقت زيادي صرف ميشد تا به بهانهي خشنودي خانوادهي شهيد و پاس داشتن حق دوستي، پيكر شهيد را از معركهي نبرد خارج كنند.
ولي بعضي وقتها زماني كه در جستوجوي اسم و آدرس، جيبهايشان را زير و رو ميكردند، اين عبارت را ميديدند: «دوست داشتم چون مادرم فاطمه (س) گمنام بميرم و گمنام باشم. پس اي كسي كه مرا مييابي، در همين محل به خاكم بسپار» برخي مواقع نيز امكان عقب آوردن و انتقال پيكر شهدا وجود نداشت. وقتي همرزمان بر بالين او حاضر ميشدند، با باز كردن دكمههاي پيراهن و برداشتن فانوسقه يا نارنجك او را از احتمال انفجارات بعدي مصون ميساختند ولي در همين حين چشمشان به يادداشت تبريكي به اين مضمون به همراه شكلات ميخورد: «سلام عليكم، غرض اينكه خواستم شيريني شهادتم را خودم به همه داده باشم و شما نيز در اين حلاوت با من شريك باشيد».
منبع :كتاب فرهنگ جبهه (آداب ورسوم) - صفحه: 279