این حسین است که عالم همه دیوانه ی اوست

او چو شمعی است که جانها همه پروانه ی اوست

شرف میکده از مستی پیمانه ی اوست

هر کجا خانه عشق است همه خانه اوست

 

 

حالیا خیمه گهش بزمگه رندان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

 

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع