تاریخچه استان خوزستان
سه شنبه 28 دی 1389 11:27 AM
| تاریخچه استان خوزستان سرزمین دیگری است ؛ دنیایی متفاوت همراه با ویژگیها و تنوعات خاص، سرزمین نجابتهای برهنه با آفتابی داغ و سوزان که گرمابخش حیات، منشاء صفا، صمیمیت و خونگرمی جنوب و جنوبی هاست. خوزستان یا «» از دیرباز مهد تمدن و فرهنگ بوده و قابلیتهای سرشاری در این زمینه داشته که تاریخ، گواه صادقی بر این مدعاست. درباره واژه «»، معانی و تعابیر فراوانی وجود دارد که قدمت و دیرینگی این خطه را آشکار می سازد. برخی کلمه «» را نام قبیله ای می دانند که در این منطقه ساکن بوده است. «» به سال 711 ه.ق. در «» شاره دارد: و الخوز جیل من الناس، اعجمی معرب ؛ یعنی: «» قوم یا قبیله ای از مردم عجمند.از سوی دیگر «» را به معنی «» و «» نیز معنا می کنند. زیرا خاک حاصلخیز و بارور خوزستان، استعداد ویژه ای برای رشد این گیاه، داشته و آنجا بهترین محصول نیشکر را به دست می داده است. «» در دوران باستان، بخصوص، در دوره هخامنشی به دو ناحیه تقسیم می شد: بخشهای شمال و شمال شرقی که انشان ( انزان ) نام داشت و سرزمینهای با صفا و کوهستانها و جنگلهای فراوانی را شامل بود ، و ناحیه جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگه ای جنوبی که دارای آب و هوای گرم و مرطوب و دشتهای حاصلخیز و جلگه ای سرسبز و پرآب بوده که به قاره ای کوچک و مستعد می مانست . بخشهای جنوبی که «» نام داشته یادآور تمدنهای دیرینه خوزستان است و بشدت تحت تأثیر فرهنگ «» بوده و جغرافیای وسیعی را شامل می شده که حد فاصل لرستان و خوزستان و سواحل خلیج فارس امروزی است. «» جغرافی دان عهد باستان، خوزستان را از حاصلخیزترین جلگه های جهان می داند. زیرا رودخانه های زیادی این دشت را مشروب می کرده که امکان کشاورزی و آبادانی را در این منطقه میسر می ساخته است . شاید بر همین اساس بوده که عده ای بر این اعتقادند که نام این سرزمین «» یا «» بوده که به معنای جایی با آبهای فراوان می باشد. در کتاب «» خوزستان به نام «» و «» آمده است که به نظر می آید، مأخوذ از زبان پهلوی با عناوین «» و حوجستان است . همچنانکه در بعضی از گویشهای رایج در این استان «» برای ادای حرف «» از «» نیز بهره می گیرند . بنابراین واژگان «» ، «» ، «» ، «» و «» در سیر تحول و تطور لفظی با پسوند «» و «» به تدریج بر اثر سایش تلفظ، از «» به «» تغییری یافته است . در گویشهای فارسی باستان و زبان پهلوی «» به «» قابل تغییر است ؛ مانند «» - «» و «» - «» همچنانکه «» را «» و «» نیز گفته اند . البته تا سالهای اخیر این اسامی را با حرف ( ح ) نیز می نوشته اند .از سوی دیگر «» واژه «» را با نامهای «» و «» و «» و «» هم ریشه می داند.«» محرف کلمه «» و «» نیز هست که در کتیبه داریوش بیستون آورده شده و این نام در کتیبه نقش رستم «» یا «» حک شده که هزار سال پیش ، مرکز حکومت نشین استان خوزستان بوده است . همچنین باید گفت اهواز شهری است که در زمان اردشیر بابکان بنا نهاده شده است . در زمان ساسانیان «» یا «» بوده و «» یا «» معنی «» را می رساند که تا دهه های اخیر و هم اکنون عرب زبانان، اهواز را «» می خوانند . اهواز یا هرمز اردشیر، ترکیبی از نام پروردگار و پادشاه است که در دو بخش ساخته شده بود : در بخشی از آن بزرگان و اشراف سکونت داشته اند و بخش دیگر آن، شهر بازاریان بوده است. به هنگام آمدن تازیان به خوزستان ، شهر بزرگان به دست آنان ویران شد اما شهر بازاریان ( سوق الاهواز ) بر جای ماند. اهواز واژه ای پارسی و شهری پارسی است ؛ «» در قرن پنجم هجری می نویسد: «» ، اهواز شهری است از شهرهای پارس؛ نام آن پارسی معرب شده، اعراب انشای آن را از پارسیان پذیرفته اند.عده ای دیگر اهواز و خوزستان را با نام «» در زمان عیلامیان مطابق می دانند که تغییر یافته واژگان «» «» «» «» و «» است. وجود مراکز علمی و فرهنگی همچون دانشگاه جندی شاپور در این استان دال بر اهمیت و رونق این خطه ارزشمند می باشد که استادان بزرگ دانش پزشکی را از یونان، مصر، هند و روم گرد هم آورده بوده است. پزشکان برجسته و ناماوری که به مداوای بیماران و تدریس دانشجویان رشته پزشکی در این دانشگاه مشغول بوده اند.این دانشگاه طب که به دستور شاپور اول ( 241-271 م ) بنیان نهاده شد. توسط شاپور دوم ( ذوالاکتاف ) مرمت و بازسازی گشت و در زمان انوشیروان تکمیل و توسعه یافت .علما، دانشمندان و شاعران بزرگی همچون : ابونواس حسن بن هانی خوزستانی ، که از ارکان شعر عرب است، عبداله بن میمون اهوازی، نوبخت اهوازی منجم و فرزندانش، جورجیس پسر بختشوع گندیشاپوری و شاعران عرب زبان شیعی، مانند «» و «» که با اشعار خود ولایت و امامت را پاس داشته اند و زبان به مقاومت گشوده اند از همین منطقه برخاسته و در این دیار زندگی می کرده اند. مردم خوزستان با وجود تنوع فرهنگی و قومیتهای مختلف- که خود یکی از ویژگیهای این استان است- بتمامی مذهب شیعه دارند. غیراز شیعیان ، تنها در شهر اهواز عده قلیلی از پیروان حضرت یحیای ذکریا ( صابئین ) در حاشیه رود کارون سکنی دارند و اغلب به کار زرگری مشغولند. |