طلبه‌ها از ته كوچه حرم مي‌دويدند، طرف خيابان ارم. پابرهنه، بي‌عبا، بي‌عمامه، با سر و صورتي خونين و به كساني كه مي‌رفتند طرف فيضيه تند و كوتاه مي‌گفتند:«نرويد خطر دارد».
دو تا از طلبه‌ها دويدند به سمت منزل امام (ره). خيلي‌ها آن جا بودند. علي‌اصغر كني با جوان‌هايي كه مثل خودش ورزشكار بودند جمع شدند توي حياط. در را بسته بودند كه يك وقت مأمورها قاطي بقيه نريزند توي خانه. مردم مانده بودند پشت در.
امام تا اين را فهميد از اتاق دست چپي آمد بيرون، بلند گفت:«حق نداريد در را ببنديد. اگر در بسته باشد از خانه مي‌روم. همه مي‌دانستند اگر بگويند! مي‌رود. همان وقت در را باز كردند و تا شب هم در باز ماند.


منبع: بروشور فرهنگ سراي پايداري