يكبار از امام پرسيدم: شما هيچ وقت سيگار نكشيديد؟ امام گفتند: جوان كه بودم سيگار مي‌كشيدم. يكبار كه زير كرسي نشسته بودم و مشغول كتاب خواندن بودم ميل به سيگار كردم، كتاب را كنار گذاشتم و به طرف سيگار رفتم، بعد احساس كردم اين ميل موجب مي‌شود كه من كتاب را كنار بگذارم و بروم دنبال سيگار، اين ميل را بايد از خود دور كنم. با آنكه خيلي تفريحي است من را وادار مي‌كند كه كتاب را كنار بگذارم و بروم دنبال آن، همان جا نشستم و گفتم ديگر سيگار نمي‌كشم و نكشيدم.

منبع: سالنامه ستاره ها 1378