هيچ كداممان قبولشان نداشتيم. نشسته بوديم پيش امام (ره)‌ و حرفمان كشيد آن طرف‌ها. امام (ره)‌ صبر كرد و حرف هاي ما كه تمام شد، فرمود: « از اين گروه آن‌هايي كه من مي‌شناسمشون كاملاً مذهبي هستن».
جا خورديم، دو ساعت از كارهايشان گفتيم و به قولي پنبه‌شان را زديم. گفتم:«آقا اون‌ها اصلاً شما را قبول ندارن». توي چشمام نگاه كرد و بي‌اعتنا گفت: «قبول نداشته باشن من كه جزو اصول دين نيستم.»


منبع: بروشور فرهنگ سراي پايداري