يك روز در آشپزخانه ظرف مي‌شستم و شيرآب را باز كرده بودم، آقا آمدند و گفتند چرا اين‌قدر شيرآب باز است؟ در حالي كه شير خيلي كم باز بود، با اين‌كه من خيلي ملاحظه مي‌كردم باز ايشان به ما تذكر مي‌دادند. گاهي كاهو برايشان مي‌بردم كه برگ‌هاي دور آن را كنده بودم، آقا سفارش مي‌كردند: مبادا اين‌ها را دور بريزيد. عرض كردم: آقا خاطر جمع باشيد ما با اين‌ها سالاد درست مي‌كنيم. آقا وقتي براي كاري از اتاق بيرون مي‌آمدند اول تلويزيون را خاموش مي‌كردند و بعد از برگشتن دوباره روشن مي‌كردند. خيلي ملاحظه مي‌كردند كه اسراف نشود.

منبع: كتاب برداشت هايي از سيره امام خميني(ره)   -  صفحه: 104