بِسًمِ اللهِ الرحمنِ الرحيم

رَبِّ‌الْشرَحْ لي صَدْري. وَ يّسِّرْلي اَمْري. وَالْلُلْ عُقْدَةً مِنّ لِساني. يَفْقَهُوا قَوْلي.

    گويا چند شب متوالي در خدمت دوستان خواهم بود و سعي مي‌كنم كه مطالبي چند را مطرح كنم. امشب بحث من بحثي است اصولي درباره اساس فلسفه و ايمان ما. همانطور كه مي‌دانيد در نظر ما خدا و روح و عالم غيب اساس توحيد و فلسفه اسلامي بشمار مي‌رود، بنابراين ايمان به اين حقايق براي ما اساسي و اصولي است و كسي كه به اين اصول ايمان نداشته باشد نمي‌تواند ايدئولوژي و مكتب اسلام را بپذيرد. براي رسيدن به اين حقايق راه‌هاي مختلفي وجود دارد، عده‌اي سعي مي‌كنند از راه منطق، از راه فلسفه، از راه علم، از راه تجربه، از راه‌هاي مختلفي به اين حقايق برسند و من احساس مي‌كنم كه بحثي را كه امشب ادامه خواهم داد يكي از بهترين راه‌هايي است كه بطور ملموس براي شنوندگان اين حقايق را روشن كند كه چنين چيزهايي وجود دارد.