انقلاب در قرآن
جمعه 17 بهمن 1399 3:45 PM
انقلاب در قرآنذخیره مقاله با فرمت پی دی افاز منظر اصلاحات قرآنی، انقلاب یکی از شیوههای اصلاح محسوب میشود، برخلاف فرهنگ سیاسی امروز که انقلاب را در تقابل با اصلاحات میداند. فهرست مندرجات۲ - مقدمه ۲.۱ - تکامل نه تقابل ۳ - گونه شناسی واژه اصلاح در قرآن ۳.۱ - کاربرد اصلاح ۳.۲ - ارزش اصلاح در کلام پیامبر ۳.۳ - اصلاح در روابط مؤمنان ۴ - ماده صلاح ۵ - بحث لغوی ۶ - تقابل اصلاح و افساد ۷ - کاربردهای اصلاح ۸ - شیوههای اصلاح در آموزههای قرآنی ۹ - لازمه اصلاح در جامعه دینی ۱۰ - اصلاح وظیفه پیامبران ۱۱ - شیوه برخورد با مفاسد ۱۱.۱ - برخورد سخت برای اصلاح ۱۲ - رابطه انقلاب و اصلاح در قرآن ۱۳ - بایستههای اصلاح طلبی ۱۴ - پانویس ۱۵ - منبع اصلاح و انقلاب در قرآن[ویرایش]تجربه دو پدیده انقلاب و اصلاحات در ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی موضوع قابل پژوهش از ابعاد مختلف است. این نوشتار در پی بررسی گونه شناسی مفهوم و کاربرد واژه اصلاح در قرآن کریم ، روشها و تاکتیکهای اصلاح فرد و جامعه از منظر وحیانی، و نیز بررسی رابطه اصلاح و انقلاب است. از منظر قرآن کریم، اصلاح، شالوده حرکت سالم سازی فضای زیست آدمی است و در جریان اصلاحی پیامبران ریشه دارد. اصلاح با دو مفهوم آشتی دادن و رفع موانع و مفاسد، به طور مطلق در قرآن به کار رفته و کاربرد روشهای متنوع فرهنگی و غیرفرهنگی، بسته به میزان، نوع و درجات فساد و مفسدین، برای رفع مفاسد و تبدیل نقاط ضعف و کاستیها به نقاط قوت و کمال در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی توصیه شده است و سرانجام این که اصلاح نه یک شیوه تحول در برابر انقلاب است، بلکه انقلاب یکی از روشهای ایجاد اصلاح است. مقدمه[ویرایش]در حوزه مباحث سیاسی دو مفهوم «انقلاب» و «اصلاح» به عنوان دو روش ایجاد تحول و دگرگونی معمولا در برابر هم قرار میگیرند. اصلاحات به مفهوم ایجاد تغییرات تدریجی، جزء به جزء و مسالمت آمیز و از همه مهمتر ارادی و بر اساس برنامه ریزی است، حال آن که انقلاب به معنای تحولات پرشتاب، فراگیر، با روشهای خشن و غالبا غیرقابل کنترل و پیش بینی است. تا پیش از جنگ سرد و فروپاشی اردوگاه سوسیالیسم، اصلاح و اصلاح طلبی از سوی روشنفکران چپ گرا و انقلابی مفهوم مذموم و مترادف با سازشکاری به قصد پیش گیری از وقوع انقلاب تلقی میشد، اما از آغاز دهه ۱۹۹۰ به این سو، همچنان که سوسیالیزم هم به عنوان یک نظریه و هم به عنوان روش اداره جامعه در عمل، در برابر فراگیری جهانی لیبرال دموکراسی و سایر عوامل داخلی دیگر، به حاشیه رانده شد، انقلاب و انقلابی گری نیز حتی از سوی انقلابیون پیشین بار معنایی منفی به خود گرفت. از سوی دیگر و در عرصه داخلی، جامعه ایران در خلال دهههای پایانی قرن بیستم و در آستانه قرن بیست و یکم، هر دو مفهوم را در عرصه حیات اجتماعی و سیاسی خود تجربه کرده و میکند. انقلاب اسلامی ایران، گر چه با انقلابات سدههای اخیر تفاوتهایی داشت، اما به هر حال یک حرکت پرشتاب و فراگیر و خارج از کنترل و پیش بینی کنشگران موافق و مخالف -اعم از داخلی و خارجی- بود که به سرنگونی رژیم سلطنتی در ایران و استقرار نظام جمهوری اسلامی انجامید و امروز با پشت سر گذاردن مراحل مختلف حیات خویش، رهبران آن به پروسه اصلاحات در راستای تثبیت آرمانها، اهداف و ارزشهای انقلابی و اسلامی نظر دارند. برخی معتقدند طرح مساله اصلاحات در ایران، نشانه بازگشت و عدول از انقلاب است و جنبش اصلاحی امروز را در تقابل با انقلاب ۵۷ تحلیل میکنند و از آن نوعی برداشت تجدید نظر طلبانه را اراده میکنند. برخی دیگر نیز اصولا با تصوری غلط از انقلاب، اصلاحات را بر نمیتابند و آن را به معنای نفی ماهیت اسلامی انقلاب تفسیر میکنند. به نظر میرسد دست کم در مورد انقلاب اسلامی و جامعه مسلمان ایرانی، هر دو انگاره به خطا و غلط، اصلاحات و انقلاب را در تقابل با هم میانگارد. ← تکامل نه تقابلدر یک نگاه عمیق و برخاسته از منظر دینی، هر دو میتوانند مکمل یکدیگر باشند. آموزههای قرآنی در این زمینه، به همسویی انقلاب و اصلاح نظر دارد. این مقاله در راستای نشان دادن این همسویی و عدم تقابل است و بر اثبات خاستگاه و همچنین جایگاه انقلاب و اصلاح در آموزههای قرآنی میپردازد. درک همسویی اصلاح و انقلاب از منظر قرآن کریم، به مثابه یک رویکرد نظری در این مقاله مطلوب بوده است و از سوی دیگر، میتواند به تحلیل واقعیات امروز جامعه ایران در عرصه عملی نیز کمک کند. بنابراین و بر اساس این رویکرد قرآنی به مقوله اصلاح و انقلاب بر خلاف باور همه کسانی که امروز اصلاح را در برابر انقلاب قرار میدهند، انقلاب بهمن ۵۷ و اصلاحات آغاز شده در ایران از دهه هفتاد به بعد، به صورت رشتههای محکمی به هم پیوند خوردهاند. اشتباه بزرگ کسانی که جنبش اصلاحی ایران را با اصلاحات گورباچف در شوروی مقایسه میکنند، در عدم فهم دقیق و عمیق از ماهیت و ذات دو جنبش انقلابی و اصلاحی در ایران اسلامی نهفته است؛ به عبارت ساده تر، اینان نه انقلاب ایران را که انقلابی برخاسته از آموزههای دینی و قرآنی مردم است خوب شناختهاند، نه جنبش اصلاح طلبی ایرانیان را که بر رفع موانع حرکت انقلاب اسلامی تا رسیدن به آرمانهای متعالی خویش تاکید دارد، به درستی درک کردهاند. گونه شناسی واژه اصلاح در قرآن[ویرایش]«اصلاح» کلمهای عربی و از ریشه « صلح » است و به دو معنا به کار میرود: یکی از ماده «صلح» و دیگری از ماده «صلاح» است. اصلاح از ماده صلح به معنای آشتی دادن، رفع اختلاف و دعوا و مشاجره بین دو فرد یا دو گروه است. ← کاربرد اصلاحبرخی موارد استعمال اصلاح از ماده صلح، در قرآن به شرح ذیل است: «وان خفتم شقاق بینهما فابعثوا حکما من اهله وحکما من اهلها ان یریدا اصلاحا یوفق الله بینهما ان الله کان علیما خبیرا
به هنگام اختلاف میان زن و شوهر اگر از جدایی و شکاف و قهر میان آن دو هراس یافتید، داوری از سوی مرد و داوری از سوی زن به این مساله اختلافی رسیدگی کنند و اگر واقعا اهل سازش و آشتی باشند، خداوند بین آنها سازش برقرار میکند.»
← ارزش اصلاح در کلام پیامبرحضرت علی علیهالسّلام به نقل از پیامبر اکرم آن را والاتر از یک سال نماز و روزه ذکر میکنند: «... و صلاح ذات بینکم فانی سمعت جدکما صلیاللهعلیهوآلهوسلّم یقول صلاح ذات البین افضل من عامة الصلاة و الصیام».
← اصلاح در روابط مؤمنان«انما المؤمنون اخوة فاصلحوا بین اخویکم واتقوا الله لعلکم ترحمون»
ماده صلاح[ویرایش]اما استعمال دیگر اصلاح، از ماده صلاح است و عمدتا مورد بحث این مقاله است، یعنی صلاح در مقابل فساد که در فارسی معمولا صلاح را به شایستگی ترجمه میکنند. بدین ترتیب عمل صالح یعنی عمل شایسته و صالح و صالحان یعنی افراد شایسته. با این توصیف، اصلاح در برابر افساد قرار میگیرد و به معنای انجام دادن کار شایسته یا بر طرف کردن فساد است و به کسی که در صدد است کار شایستهای انجام دهد و فسادها و نقصها و عیبها را بر طرف کند، مصلح و کسی را که در صدد بر هم زدن کارها و ایجاد فساد در جامعه است، مفسد مینامند و تعبیر « مفسد فی الارض » نیز از همین مفهوم ناشی شده است. بحث لغوی[ویرایش]در فرهنگ لغات نیز اصلاح را به همین معنا آوردهاند، یعنی «سامان دادن، بهینه ساختن و به نیکی و شایستگی در آوردن» و یا گفتهاند: «الصلاح استقامة الحال و الاصلاح جعل الشی ء علی الاستقامة؛
صلاح، درست بودن وضعیت چیزی است و اصلاح در وضعیت درست قرار دادن چیزی».
تقابل اصلاح و افساد[ویرایش]تقابل این دو صفت در قرآن نیز به صراحت آمده است از جمله در آیات زیر: «ام نجعل الذین آمنوا وعملوا الصالحات کالمفسدین فی الارض
آیا ما مؤمنان و شایستگان را در ردیف و همانند تبهکاران و ناشایستگان قرار میدهیم؟»
خداوند فساد کننده را از اصلاح کننده باز میشناسد.»
آنان که در زمین فساد میکنند و اهل شایستگی و کار شایسته کردن نیستند.»
کاربردهای اصلاح[ویرایش]از مجموع آیات قرآنی و آنچه گفته شد چنین بر میآید که گاه در قرآن، اصلاح و شایستگی به عمل نسبت داده شده (عمل صالح)، گاه معطوف به خود انسان هاست (صالحین و صالحات)، در مواردی نیز ناظر به روابط میان دو فرد است (اصلاح ذات البین)، گاه ناظر بر روابط خانوادگی و زناشویی است (حکمیت و داوری در رفع اختلاف میان زن و شوهر)، گاهی در مورد اصلاح فرد یعنی خودسازی و سازندگی درونی و مبارزه با هواهای نفسانی و خواستههای شیطانی درونی است -که آیات مربوط به تزکیه ، توبه ، تقوا... در این جهت قابل تحلیل است- و گاه در مورد محیط بزرگ تر زیست آدمی یعنی جامعه انسانی به کار رفته که مورد اصلی بحث و بررسی در این مقاله است. نکته قابل توجه آن است که در نگرش قرآنی به صلاح و اصلاح و با توجه به مفهوم وسیع و تقابلی این واژه با کلمه افساد و فساد، هر گونه خروج از حالت سلامت و اعتدال، فساد تلقی و عامل آن مفسد نامیده میشود و تلاش برای رفع هر گونه فساد در هر حوزهای، وظیفه واجب هر فرد و نظام اسلامی قلمداد میشود. بنابراین هر اندازه دامنه فساد وسیع میشود، دامنه اصلاح نیز وسیع تر میگردد. قرآن کریم با عبارت وسیع «فساد فی الارض» فساد را یک کلی مشکک میداند که به تبع آن، اصلاح نیز چنین است. شیوههای اصلاح در آموزههای قرآنی[ویرایش]براساس تعالیم آسمانی، آرمان والای انبیا و رسولان خداوند، برقراری جامعهای سالم و عاری از مفاسد اخلاقی ، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و در تعبیر قرآنی « حیاة طیبه » است. در حیات طیبه و جامعه سالم قرآنی، منافع و مصالح ابنای بشر بدون آن که با یکدیگر در تضاد و تزاحم قرار گیرند، بر آورده خواهد شد، به شرط برقراری چنین زندگی سالمی ساختن انسانها و اصلاح و تغییر ساختارهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی جامعه انسانی، و به عبارت دیگر سازندگی، در دو بعد فردی و اجتماعی حیات انسان است. قرار گرفتن فرد و جامعه در مسیر الهی و طرح و برنامه تکامل خداوندی، محور اصلاحات در اندیشه وحیانی و از جمله قرآن کریم است. با دقت در آموزههای قرآن کریم به روشنی در مییابیم که در راه تحقق این هدف بلند و متعالی در زندگی انسانها -که مقدمه حیات جاوید اخروی است- یک استراتژی مهم اساسی به نام دعوت وجود دارد و در راه پیگیری این استراتژی از سوی مصلحان حقیقی تاکتیکهای متعددی نیز پیش بینی و توصیه شده است که اینک این استراتژی و تاکتیک را در خلال آیات قرآنی مرور میکنیم. شاید رساترین و شفافترین آیهای که در آن استراتژی بزرگ دعوت به خیر و اصلاح و تاکتیکهای مهم آن بیان شده این آیه است: «ادع الی سبیل ربک بالحکمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتی هی احسن...»
لازمه اصلاح در جامعه دینی[ویرایش]هدف استراتژی بزرگ دعوت نیز در همین آیه و با تعبیر «سبیل ربک» بیان گردیده است، یعنی این که تمام تلاشهای اصلاحی باید به هر چه نزدیک تر شدن انسان به خدا و الهیتر شدن جهت روابط میان افراد و ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و سیاسی است تا در بستر فراهم آمده در جامعه سالم و به سامان، انسان الهی رشد کند و به هدف والای آفرینش دست یابد. از همین عبارت میتوان این نکته را نیز استفاده کرد که جریان اصلاح طلبی و اصلاح طلبان در جامعه دینی در صورتی توفیق خواهد یافت که قصد و هدف خود را الهی کنند و کمک به رشد فضایل انسانی و الهی را در میان بندگان خدا وجه همت خویش قرار دهند و اصلاح طلبی با انگیزههای نفسانی و قدرت طلبانه مادی از مسیر اصلاحات قرآنی به دور است. قرآن کریم در این آیه پس از ذکر استراتژی «دعوت» به منظور اصلاح و طرح هدف و آرمان بزرگ آن یعنی «راه خدا»، به ذکر تاکتیکهای لازم و ابزارهای تحقق آن هدف بلند اشاره میکند که به ترتیب عبارتند از: حکمت ، موعظه حسن و جدال احسن. به نظر میرسد این سه ابزار که همگی فرهنگی و تبلیغی محسوب میشوند. در این دیدگاه قرآنی، مشکلات و موانع اصلاح فرد و جوامع انسانی، جهل یا غفلت انسانها از مسیر درست کمال و رستگاری قلمداد شده است و از این رو جهل زدایی و غفلت زدایی از طریق به کارگیری استدلال و موعظه (به معنای وسیع قرآنی آن) و نیز تبادل اندیشه در فضای باز گفت گو و مفاهمه (جدال احسن) مورد عنایت خداوند سبحان است. زندگی و آیین انبیای بزرگ و از جمله پیامبر گرامی اسلام تماما با استفاده از این ابزارهای فرهنگی و تبلیغی در مسیر هدایت انسانهای گمراه و دور از حق و حقیقت شکل گرفته است. اصلاح وظیفه پیامبران[ویرایش]قرآن کریم نیز در مرحله نخست، عمده وظایف پیامبران را روشنگری و نصیحت و به عبارتی همان جهل زدایی و غفلت زدایی میداند و ویژگی پیامبران را در همین راستا تبیین میکند: «وان من امة الا خلا فیها نذیر»
شیوه برخورد با مفاسد[ویرایش]بنابر آنچه گفته شد، از دیدگاه قرآن کریم، اصل در هدایت و اصلاح مفاسد و رفع موانع کمال انسانها، کاربرد روشهای فرهنگی و روشنگرانه و تبلیغی در یک فرآیند تدریجی و همراه با صبر و حوصله و تحمل است. بنابر این اصل، به کارگیری روشهای خشونت آمیز در برخورد با مفاسد در حوزه عمومی و خصوصی زندگی انسانها مذموم و نکوهیده شمرده میشود؛ اما طبیعی است که دامنه فساد همیشه به یک اندازه نیست و حوزه عمل مفسدان نیز تنها به حوزه فردی و شخصی خود آنان محدود نمیشود. مفاسد کلان اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و مفسدان بزرگ و یا به تعبیر ساده «دانه درشتها» با کاربرد روشهای مسالمت آمیز و فرهنگی اصلاح نخواهد شد. این جاست که قرآن کریم در کنار آن اصل مهم، به برخوردهای عملی و حتی قهرآمیز در اصلاح مفاسد نیز توجه دارد. همیشه کار جامعهای که گرفتار مفاسد است با اندرز و نصیحت و هشدار و روشهای زبانی و حکمت و موعظه به سامان نمیشود، قطعا مواردی وجود دارد که تنها راه چاره و البته آخرین راه چاره برخوردهای عملی که ممکن است گاه خشونت آمیز باشد است. راز به کارگیری روشهای برخورد عملی و قهرآمیز با مفاسد این است که افراد و گروههای مفسد در جامعه، به دلیل منافع نامشروع خویش، حاضر به دست برداشتن از اقدامات فساد انگیز خود نیستند و مرتبا خود فساد را گسترش میدهند و علاوه بر خود، مسیر جامعه انسانی را دچار اختلال میکنند؛ این جا است که راه اصلاح جامعه منوط به حذف این موانع فساد با برخوردهای عملی و قهرآمیز میگردد بنابراین کاربرد شیوه اصلاح دیگری متناسب با وضعیت جدید ضروری است. آیات قرآن کریم به صراحت از ضرورت به کارگیری این روش در اصلاح مفاسد تاکید دارد. ← برخورد سخت برای اصلاحدستور به مقاتله با ائمه کفر (برخلاف کفار که در هدایت آنها از روش فرهنگی و تبلیغی باید استفاده کرد) در همین راستا صادر شده است: «فقاتلوا ائمة الکفر انهم لا ایمان لهم»
نیز نوید این معنا است که اگر کسانی فکر میکنند با حفظ طواغیت و گردنکشان در راس هرم اجتماعی و از طریق اصلاحات آرام و تدریجی میتوانند کمکی به روند ساماندهی جوامع انسانی نمایند سخت در اشتباهاند و آب در هاون میکوبند، البته همچنان که پیش تر ذکر شد، در برخورد با چنین انسانهایی نیز ابتدا سعی در ارشاد و هدایت است.
رابطه انقلاب و اصلاح در قرآن[ویرایش]از منظر اصلاحات قرآنی، انقلاب یکی از شیوههای اصلاح محسوب میشود، برخلاف فرهنگ سیاسی امروز که انقلاب را در تقابل با اصلاحات میداند. همان طور که در بخش پیشین گذشت، گاهی رفع موانع فساد از جامعه از طریق برخوردهای عملی و بعضا خشن صورت میگیرد و قرآن کریم نیز آن را در مواردی خاص توصیه و تجویز میکند؛ برای مثال، مبارزه قهرآمیز با ستمکاران و مستکبران توصیه شده است. دقت در دو آیه ذیل، این امر را به درستی بیان میکند: «وما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من الرجال والنساء والولدان الذین یقولون ربنا اخرجنا من هذه القریة الظالم اهلها واجعل لنا من لدنک ولیا واجعل لنا من لدنک نصیرا».
ترسیم کننده واقعی جایگاه انقلابهای الهی و اسلامی از منظر قرآن کریم است. و یا آن جا که قرآن جریان بزرگ بعثت انبیا را یک جریان اصلاحی مینامد: «ان ارید الا الاصلاح ما استطعت» و یا قرآن شرط در امان ماندن یک جامعه از عذاب الهی را مصلح و اصلاح طلب بودن مردم آن جامعه میداند: «وما کان ربک لیهلک القری بظلم واهلها مصلحون» و یا در تعبیرهای زیبای پیامبر میخوانیم که خروج اسلام و امت اسلامی از حالت غربت به یک اصلاح محتاج است: «لایصلح آخر هذه الامة الا بما صلح به اولها» «و بدا الاسلام غریبا و سیعود غریبا و طوبی للغربا الذین یصلحون ما افسد الناس بعدی من سنتی» و یا آن جا که علی بن ابی طالب تمام تلاشهای خود را در راستای اصلاحات عمیق و اساسی در جامعه انسانی خلاصه میکند: «اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منا منافسة فی سلطان و لاالتماس شی ء من فضول الحطام و لکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک فیامن المظلومون من عبادک و تقام المعطلة من حدودک»
و... همه و همه بیانگر دیدگاه عمیق قرآن کریم در مبحث اصلاح اجتماعی و سیاسی در جامعه است. بایستههای اصلاح طلبی[ویرایش]امروز در ایران انقلابی نیز مفهوم اصلاحات نمیتواند و نبایست خارج از معنا و مفهوم اسلامی و انقلابی و قرآنی آن دنبال شود. مرز بندی دقیقی که رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیة الله خامنهای از اصلاحات اسلامی و انقلابی و اصلاحات امریکایی ارائه کردهاند، در همین راستا قابل تحلیل است. ایشان در این باره گفتهاند: اگر چه در اصلاحات سیاسی دنیا انقلاب را در مقابل اصلاح قرار میدهند، اما من با آن اصطلاح نمیخواهم حرف بزنم. من اصلاح با اصطلاح اسلامی را مطرح میکنم. خود انقلاب بزرگترین اصلاح است، تداوم اصلاحات در ذات و هویت انقلاب نهفته است... انقلاب که بدون اصلاح امکان ندارد... از اول انقلاب همه آرزو داشتند که اصلاحات به وجود بیاید...(تاسوعای حسینی، ۱۴۲۱، ۲۶ فروردین ۱۳۷۹.) از آنچه در این قسمت با استعانت از آیات قرآن کریم آورده شد استفاده میشود که قرآن کریم روشهای اصلاحی را متنوع و گسترده میداند و کار اصلاحی را با استفاده از ابزارهای دوگانه فرهنگی و قهرآمیز به تناسب حوزه فساد، میزان فساد و طبقه مفسدان و آثار و نتایج فساد و با نظر گرفتن زمینههای فساد، توصیه و تجویز میکند و در این راستا انقلاب در جای خود بهترین شیوه اصلاح جامعه محسوب میشود؛ آن جا که روشهای اصلاح فرهنگی مؤثر واقع نشود و همه راهها بر روی روشهای مسالمت جویانه اصلاحی بسته و مسدود باشد. پانویس[ویرایش]
|