مثال: موقعی که در صفی منتظر هستید به کودکتان چیزی بدهید تا بازی کند.

مثال: اگر روی دیوار را خط خطی و نقاشی می کند برای وی توضیح دهید که ما چرا فقط از کاغذ برای نقاشی و رنگ کردن استفاده می کنیم.

از احساس کودکتان آگاهی به دست آورید، آن را بپذیرید و به آن گوش دهید.

مثال: اگر کودک شما نسبت به خواهر کوچکترش خشم نشان می دهد و او را کتک می زند، وی را تشویق کنید که خشم و حسادت خود را به روش بی ضرر تری نشان دهد.

مثال: اگر کودک شما مرتباً وسایلی را از کمد بیرون می آورد درب کمد را قفل کنید. اگر وسایل دکوری جلوی تلویزیون را جابجا می کند جای آن وسایل را عوض کنید.

رفتار کودکتان را تغییر جهت دهید، مستقیماً به او نگویید که این کار را نکن، بلکه به او بگویید کجا می تواند این کار را انجام دهد.

مثال: اگر نمی خواهید کودک شما در اتاق پذیرایی توپ بازی کند، مستقیماً به او نگویید بلکه بگویید این کار را می تواند در حیاط انجام دهد.

مثال: اگر بچه شما دم گربه را می کشد، به او نشان دهید که چگونه باید یک گربه را نوازش کرد.

عملاً این کار را انجام دهید فقط به گفتن اکتفا نکنید.

تصمیم گیری به کودک قدرت و اختیار می دهد ولی دستور و فرمان باعث کشمکش قدرت بین او و شما می شود.

مثال: دلت می خواهد دندانهایت را قبل از پوشیدن لباس خواب مسواک بزنی یا بعد از آن؟

مثال: می توانی امشب مسواک نزنی، چون خسته هستی.

مثال: اگر قرار است شب به مهمانی بروید به طور مشخص به او بگویید که از وی انتظار دارید چگونه رفتار کند.

اجرای نقش به صورت بازی می تواند کودک را برای موقعیت های دشوار آماده کند.

اجازه بدهید تا بچه ها بدانند رفتارشان چه تأثیری بر شما گذاشته است.

مثال: از جمع کردن خورده نان بر کف اتاق خسته شدم.

زود وی را نجات ندهید.

مثال: اگر کودک شما حوله خیس را پس از استحمام برای خشک شدن آویزان نکرده است، خوب روز بعد با حوله خیس مواجه خواهد شد. اگر لباس هایش را پس از برگشتن از مدرسه سر جای خود نگذاشته است طبیعتاً فردا برای یافتن آن دچار مشکل خواهد شد و با تأخیر به مدرسه خواهد رسید.

مثال: اگر کودک شما مصر است هنگام عبور از خیابان دست شما را رها کرده و بدود، محکم دست او را بچسبید و نگهدارید. در عین حال که خطرات کارش را نیز شرح می دهید.

کودکانی که پرخاشگرانه و نامتناسب رفتار کنند، از در آغوش گرفتن و بغل کردن به روش حمایتی و محبت آمیز سود می برند. این عمل به آنها فرصت می دهد که احساسات محصور شده خود را از طریق اشکهای آرام بخش رها کنند.

زمانی را برای گوش کردن به او، مشارکت در احساسات، بغل کردن و حل تعارضات بگذارید.

مثال: بیایید در حالی که فکر می کنیم هفت کوتوله هستیم، اینجا را تمیز کنیم. بیا دندانهای یکدیگر را مسواک بزنیم.

مثال: اگر کودکتان از دست شما عصبانی است، او را تشویق کنید که خشم خود را از طریق یک بازی جنگی به شما نشان دهد. خنده کمک می کند که خشم و احساس ناتوانی تخفیف یابد.

مثال: اگر آماده هستید که زمین بازی را ترک کنید و کودک شما هنوز می خواهد ادامه دهد به یک توافق راجع به ساعت بازی برسید.

راجع به تعارضاتی که با کودکتان دارید صحبت کنید. نیازهای خود را مشخص کنید و از او برای پیدا کردن راه حل کمک بخواهید. قوانین را با هم مشخص کنید. جلسات خانوادگی تشکیل دهید.

بچه های کوچک نیاز ها و احساسات شدیدی دارند. آنها به طور طبیعی پر سروصدا ، کنجکاو و نامرتب، کم طاقت، پرتوقع، فراموشکار، ترسو، خودمحور و سرشار از انرژی هستند. سعی کنید آنها را همانگونه که هستند، بپذیرید.

در مواردیکه شرایط برای شما قابل تحمل نیست اتاق را ترک کنید و برای کسب مجدد احساس آرامش و قضاوت صحیح، هر کاری را لازم باشد انجام دهید.

مثال: تلفن به یک دوست، گریه کردن، دوش گرفتن.