داستان اخلاقی

شهید دکتر مصطفی چمران می گفت:
توی کوچه پیر مردی را دیدم که روی زمین سرد خوابیده بود سن سالم کم بود وچیزی نداشتم تا کمکش کنم اون شب رختخواب آزارم می داد و خوابم نمیبرد از فکر پیر مرد رختخوابم رو جمع کردم و روی زمین سرد خوابیدم،می خواستم توی رنج پیر مرد شریک باشم. اون شب سرما به بدنم نفوذ کرد و مریض شدم اما روحم شفا پیدا کرد...چه مریضی لذت بخشی....