عنوان : ايثار در سنت معصومين
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
ايثار در زبان عربي و اصطلاح مردم مسلمان به معناي برتري و گذشت است و در قرآن هم به همين معنا به كار رفته است.اين خصيصه كه از صفات ممدوح است و هر صفت پسنديده اي مورد تأييد خردمندان و مكاتب ديني است، پيش از ظهور اسلام در جامعه عرب كم و بيش وجود داشته و پيامبر اسلام قبل از بعثت در اموري كه جنبه ايثار داشت شركت مي فرمود. با ظهور اسلام اين صفت تأييد شده و در راه توسعه دين مبين و دفاع از مظلومان و ستمديدگان به كار رفت.اولين ايثارگر، پيامبر اسلام و به دنبال وي همسر با وفايش خديجه بود و حضرت علي(ع) و ديگر معصومان نيز در طول زندگي خود بدين امر اهتمام ويژه مي ورزيدند. ايثار در رفتار و بذل مال و جان متجلي مي شود كه در رفتار معصومان عليهم السلام به خوبي مشاهده مي شود و براي هر مورد نمونه هائي بازگو شده است. حتي اين ايثار در عبادت كه رابطه ميان خلق و خالق است در رفتار معصومان به خوبي ديده مي شود.

تعريف ايثار: ايثار مصدر باب افعال بوده و به معناي برگزيدن و برتري دادن آمده است. در زبان عرب اَلاُثرَة و المَأثرة به معناي كرامت و فضيلت است و به همين جهت عرب از مكارم خود به مآثر ياد مي كند(1) پيامبر اسلام در كلامي خطاب به انصار فرمود: «انكم ستلقون بعدي اَثرَة ً فاصبروا حتي تلقوني علي الحوض» شما پس از من برتري ديگران «در اخذ غنيمت» را بر خود خواهيد ديد. پس شكيبا باشيد تا مرا در(كنار) حوض ملاقات كنيد (2).در اين كلام ايثار به معناي برتري دادن به كار رفته است. ايثار را در برتري دادن مثبت كه مساوي با فضيلت است به كار برده اند چنان كه در آيه نهم از سوره الحشر هم بدين معني به كار رفته. در اين آيه است به ايثار انصار نسبت به مهاجران كه «آنان را بر خود مقدم داشتند هرچند به چيزي نيازمند بودند». انصار هرگز بخل نورزيده كه چرا غنايم جنگي را پيامبر به مهاجران داد نه بديشان. هم چنين در آيه نود و يكم از سوره يوسف آمده كه برادران يوسف به او گفتند «به خدا سوگند همانا خدا تو را بر ما برگزيد اگرچه ما(در حق تو) خطاكار بوديم». و باز در آيه هفتاد و دوم از سوره طه چنين مي خوانيم: «گفتند(ساحران) ما تو را هرگز برنمي گزينيم با وجود آن چه از بينات براي ما آوردي». در زبان فارسي هم ايثار(به معناي برگزيدن، غرض ديگران را بر غرض خويش مقدّم داشتن، ديگري را در رسيدن به منفعت و دفع ضرر برخود مقدم داشتن آمده: تو از سر من و از جان من عزيزتري بخيلم ارنكنم سر فداي جان ايثار(3) بدين ترتيب بايد گفت: ايثار در هر مورد، كاري است بالاتر از وظيفه، خواه وظيفه اجتماعي باشد يا ملي و يا قومي و يا حتي وظيفه ي عبادي – عبادتي كه معبود بدان نياز ندارد اما بنده خوشحال است كه در مقابل معبود كرنش مي كند. زيرا عبادت وقتي جنبه الزام و وجوب پيدا مي كند به جا آوردن آن خواست معبود است و چون عابد بيش از آن چه وظيفه اش هست بجا آورد ايثار كرده گرچه در اين ايثار نفعي براي طرف مقابل يعني خدا متصور نيست، ولي فضيلتي براي بنده محسوب مي شود. جايگاه ايثار نزد خردورزان هر صفت نيكي كه موجب رفاه و آسايش انسان و دور كردن وي از رذايل و ظلم باشد مورد تأييد و تأكيد همه خردمندان و انديشمندان عالم است. تا بدانجا كه افلاطون عشق به كمال و پيمودن راهي را كه به كمال مطلق برسد، غايت و نهايت بشريت دانسته و آنان كه چنين عشقي در وجودشان خانه كرده «به جهان خرم از آنند»كه «جهان خرم از او است» و آن چه جهان خرم از آنست وجود باريتعالي است كه كمال مطلق است. «اللهم اني اسئلك من كمالك با كمله و كل كمالك كامل» و «اللهم اني اسئلك من جمالك با جمله و كل جمالك جميل(4)»(خدايا تو را مي خوانم از كمالت به كامل ترين آن و تمام كمال تو كامل است» خدايا تو را مي خوانم از جمالت به زيباترينش و تمام جمال تو زيبا است). به همين جهت است كه انسان صرف نظر از آن كه مؤمن باشد يا كافر همواره در پي كمال مطلق است و بدان عشق مي ورزد. در آيه شريفه آمده است: «يا ايها الانسان انك كادح الي ربك كدحا ً فملاقيه»(سورة الانشقاق آيه 6) «اي انسان تو در راه رسيدن به خدايت كوششي رنج آور مي كني و او را ملاقات خواهي كرد». در اين آيه مخاطب، انسان به طور عام است، نه انسان مؤمن، به همين جهت مسلمان در نمازهاي پنجگانه از ميان راه هائي كه به خدا ختم مي شود، و اين راه ها فراروي انسانها قرار گرفته، راه راست راكه نزديك ترين راه هاست مي طلبد:«اهدنا الصراط المستقيم » (5). عارفان با همين اشتياق است كه مي خواهند از ظلمت دنيا به عالم نور و كمال پرواز كنند و دلشان از «زندان سكندر» گرفته و برآنند تا «رخت بربسته» و تا «ملك سليمان» بروند. و چون نيكي را نيك مي دانند برآنند تا هرگز دلي را نيازارند و علاوه برآن كه با دوستان مروّت مي كنند و با دشمندان مدارا با صداي بلند مي گويند: ما نگوئيم بدو ميل به ناحق نكنيم جامه كس سيه و دلق خود ازرق نكنيم و در جائي پا را فراتر نهاده و از سر ايثار و گذشت برآن مي شوند تا سر را كه در راه عزيزان نباشد وجودش را بيهوده بدانند: سر كه نه در راه عزيزان بود بارگراني است كشيدن به دوش در منطق انبياء، كه پيش از مؤيد گشتن به «انفاس روح القدس» از زيور عقل به نهايت برخوردار بوده، همه صفات نيك و از آن جمله ايثار جايگاه ويژه داشته است. حضرت محمد بن عبدالله(ص) اوّلين معصوم مي باشد. او پيش از بعثت،افزون بر تشخص ممتازي كه در جامعه عرب داشته و او را امين مي دانستند هرجاكه پاي حمايت از مظلوم به ميان مي آمد افزون بر ايفاء وظائف قومي و قبيله اي كه رسوم حاكم بر جامعه رعايت آن را ايجاب مي كرد، از جان و مال(اگر داشت) مايه مي گذاشت. در حلف الفضول كه در تاريخ اسلام چگونگي آن آمده و به موجب آن گروهي از جوانمردان افزون بر وظايف قومي و به استناد احساسات پاك و خردورزي برآن شدند تا از مظلومان حمايت كنند، او كه هنوز مبعوث به رسالت نشده بود، شركت مؤثر داشت و بدين شركت هم مباهات مي كرد. پيمان «حلف الفضول»به اختصار چنين است كه «مردي از عرب كالائي به مرد زورگوئي فروخت و خريدار بهاي كالا را به وي نداد و فروشنده به دور از قوم خويش بود تا از آنان كمك گيرد و لذا با بانگ بلند از قريش خواست او را ياري كنند و گروهي از قريش كه در ميان آنان حضرت رسول هم بود و در آن زمان بيست سال از عمر شريفش گذشته بود در سراي «عبدالله بن جدعان» گرد آمده و پيمان بستند تا هر ستمديده اي را حمايت كنند تا حق خود را باز پس گيرد(6). از رسول خدا روايت شده كه پس از بعثت و هجرت به مدينه فرمود: «در سراي عبدالله بن جدعان در پيماني حضور يافتم كه اگر در اسلام هم به مانند آن دعوت مي شدم اجابت مي كردم و اسلام جز استحكام، چيزي برآن نيفزوده است(7). شايد اين اوّلين ايثار بزرگي باشد كه در تاريخ عرب پيش از اسلام سراغ داريم كه مورد تأييد اسلام هم قرار گرفته است. گفته شد كه ايثار،كار نيكي است وراي وظيفه. حمايت از مظلوم در عرف جاهليت وظيفه افراد طايفه اي بود كه فرد مظلوم بدان وابسته بود اما خردمندان آن زمان و در رأس آنان حضرت محمد(ص) فراتر از اين وظيفه و بدون در نظر گرفتن نژاد و قوميّت برآن شدندكه از هر مظلومي حمايت نمايند. بزرگان و به خصوص مصلحان همه و همه برپايه ايثار، مال و جان خود را فداي اصلاح ابناء بشر كرده اگرچه خود در اين راه سودي نبرده و چه بسا ضرر هم ديده اند. در حديثي از پيامبر اسلام(ص) نقل شده كه فرمود: «مثلي و مثلكم كمثل رجل او قد نارا ً فجعل الفراش و الجنادب يقعن فيها و هو يذهبن و انا آخذ بحجز كم عن النار و انتم تفلتون من ايدي»(حكايت من و شما چون مردي است كه آتشي بيفروخت و پروانه ها و ملخ ها بنا كردند در آن بيفتند و وي آن ها را از آتش نگه مي داشت. من كمربندهاي شما را گرفته ام كه شما در آتش نيفتيد و شما از دست من در مي رويد»(8). و چه خوب شاعر، ايثار بزرگواران را به نظم كشيده و گفته: هركه ما را يار شد ايزد مراو را يار بـاد هر كه ما را خوار كرد، از عمر برخوردار باد هر كه او در راه ما خاري نهاد از دشمني هر گــلي كز باغ وصلش بشگفد بي خار باد در دوعالم نيست ماراباكسي گــردوغبار هـــر كه ما را رنجه دارد راحتش بسيار باد اسلام و ايثار براي بررسي ديدگاه اسلام درباره ايثار كه در روش معصومان عليهم السلام متجلي شده بهتر است ايثار را به ايثار در عبادت، مال و جان تقسيم كرده و آن گاه از روش هر يك از پيشوايان دين نمونه اي براي آن بازگو نمود. ايثار در عبادت آن چه براي يك مسلمان وظيفه است مي كرد، انجام عباداتي است كه جنبه وجوب دارد همانند نماز، روزه، حج، جهاد و پس از آن نوبت به مستحبات مي رسد كه الزامي در انجام آن ها نيست بلكه مطلوب شارع است. حال اگر كسي افزون بر آن چه شارع خواستار شده – چه در حد لزوم و چه در حد مطلوبيّت يا باصطلاح مستحب – عبادتي را انجام دهد در واقع اشتياق خود را در نزديكي و تقرّب به معبود ابراز كرده و روح خويش را اقناع نموده است. اين كار همان ايثار در عبادت است كه از آن نفعي به طرف مقابل نمي رسد – چنان كه در هيچ عبادتي نفعي از عابد به معبود نمي رسد بلكه كرنش و بندگي و اخلاص را اثبات مي نمايد. بدين لحاظ مي توان ايثار در عبادت را فضيلتي دانست كه نفع آن عايد خود شخص مي شود. شايد بتوان آيه شريفه «بل تؤثرون الحيوة الدنيا» را اشاره به اين نوع عبادت دانست كه خداوند نكوهش مي كند كساني را كه دنيا را برآخرت ترجيح داده و حاضر نيستند از آن گذشت كنند. پيامبر اسلام و امامان معصوم در عبادت، چنين ايثاري را به كار برده،چنان كه در آيه شريفه خطاب به نبي اكرم آمده: ما انزلنا عليك القرآن لتشقي(سوره طه آيه2) (قرآن را برتو نازل نكرديم تا به مشقت درآيي). در شأن نزول اين آيه آورده اند «كه چون پيامبر به جهت كفر مردم سخت متأسف بود و از اين راه رنج بسيار مي كشيد چنان كه در آيه ديگر آمده «فلعلك باخع نفسك علي آثارهم ان لم يأمنوا بهذا الحديث اسفا ً» شايد اگر به اين سخن ايمان نياورند، خويشتن را به خاطرشان از اندوه هلاك مسازي»(الكهف، آيه 6)، خداوند فرموده قرآن را نازل نكرديم تا خود را به مشقت بيفكني و در روايت ديگر هم آمده كه آن حضرت به قدري نماز شب خواند كه پاهايش ورم كرد و جبرئيل عليه السلام به او گفت «جان خود" را نگهدار كه او هم بر تو حقي دارد."(9) و يا در روايت است كه چون امام حسن به حج مي رفت پياده راه مي پيمود در حالي كه محمل ها در پيش او در حركت بودند.(10) و نيز آورده اند كه امام سجاد پياده به حج رفت و بيست روز در راه بود(11). و در اين خصوص گفته شده افضل الاعمال احمزها(بهترين عمل ها پرزحمت ترين آن ها است). عبادت هاي شبانه حضرت اميرالمؤمنين معروف است كه تنها در گوشه خانه يا در محراب مسجد به راز و نياز مشغول بود. صبــح از سينه آفاق دميـــد چشم گريان علي خفته نديد شب علي ديد، به نزديكي ديد گرچه او نيز به تاريكي ديد ايثار در مال جلوه هاي ايثار مال،به دليل آن كه جنبه اجتماعي دارد بيش از ايثار عبادت در رفتار معصومان چشم را مي نوازد و افزون برآن توصيه هائي كه از سوي بزرگان دين در اين خصوص شده حاكي از نگرش آنان به چنين ايثاري است. شايد بزرگترين و نخستين ايثار مالي كه در راه دين و به اتكاء تعاليم آن صورت گرفته از خديجه كبري(ع) بوده كه ثروت خويش را در راه دين عطا كرده در حالي كه وظيفه اي در اين خصوص نداشته است. همسر نخستين پيامبر اسلام، كه پيامبري او را در همان آغاز بي چون و چرا پذيرفت و اوّلين مسلمان بعد از رسول خدا محسوب مي شود، از هرآن چه داشت در راه اسلام گذشت. وقتي مشركان مكه بني هاشم را در محاصره اقتصادي قرار داده و ايشان به شِعب ابيطالب پناه بردند عمدتا ً ثروت خديجه بود كه نياز آنان را رفع مي كرد. «يعقوبي مي نويسد: رسول خدا با همه بني هاشم و بني مطلب سه سال در «شِعب» ماندند تا آن كه رسول خدا و ابوطالب و خديجه، تمام دارائي خود را از دست دادند و به سختي و ناداري گرفتار آمدند»(12). حضرت علي(ع) و حضرت زهرا(ع) نمونه كاملي از ايثار را وقتي نان خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند و با آب افطار نمودند، ابراز داشتند و چون وضع مسلمانان بهبود يافت و امام اوّل شيعيان در رأس اصحاب پيامبر اسلام از بيت المال سهم به سزائي داشت آن مال را در زندگي خويش مصرف نكرد بلكه با دادن به مستمندان الگوئي از ايثار و فضيلت را براي بشريت به يادگار گذاشت. در قصيده اي كه يكي از دوستداران اهل بيت در مدح حضرت سجاد(ع) امام چهارم شيعيان سروده آورده است: (هرگز نگفته است«نه»مگر در تشهّدش اگر نبود كه«نه»گفتن در تشهّد به آري مي انجاميد) و مقصود اين شاعر آن است كه امام سجاد در پاسخ به درخواستي كه از او مي شد واژه نه بر زبان جاري نكرده مگر در شهادت به يگانگي خدا كه در چنين شهادتي هم جمله(مگر او) كه مثبت است وجود دارد.(13) نيازي به بازگويي و تكرار نيست كه مال در چشم معصومان آن قدر ارزش داشت كه بتوانند با آن شكم گرسنه اي را سير كرده يا برهنه اي را بپوشانند و يا درمانده اي را دستگيري كنند. بر اين ادعا سخن حضرت علي گواه است كه در نامه اي خطاب به عثمان ابن حنيف والي خود در بصره نوشت: «الا و ان امامكم قد اكتفي من دنياه بطمريه و من طعمه بقرصيه. الا و انكم لا تقدرون علي ذلك و لكن اعينو ني بورع و اجتهاد و عفة و سداد.» «بدان كه پيشواي شما بسنده كرده است از دنياي خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان را خوردني خويش نموده، بدانيد كه شما چنين نتوانيد كرد. ليكن مرا ياري كنيد به پارسايي و در پارسائي كوشيدن و پاكدامني و درستي ورزيدن» آن گاه حضرت ادامه مي دهد كه» به خدا از دنياي شما زري نيندوختم و از غنيمت هاي آن ذخيرت ننمودم و بردوجامه كهنه ام كهنه اي نيفزودم....(4) و در همين نامه است كه حضرتش به عدم لزوم و وجوب روشي كه وي در پيش گرفت، بر ديگران تأكيد مي ورزد و توصيه مي فرمايد كه در اين كار او را ياور باشند. اين عبارت بدان معنا است كه ديگران را برخود مقدم داشتن كار هر كس نيست و در همه حال واجب نمي باشد. اما امام مسلمانان در اين كار الگو و سرمشق است و ايثار و ديگران، برخود مقدم داشتن را برگزيده و از دوستدارانش مي خواهد وي را در اين راه ياري رسانند. رواياتي كه حاكي از گذشت و ايثار مالي امامان است در كتب احاديث فراوان يافت مي شود. ذكر آن ها كلام را به درازا مي كشاند. چنين ايثار در مال و گذشتن از حق خود و وآن هادن به ديگري نه تنها در مورد مسلمانان بلكه در مورد كفار آن هم كافري كه به جنگ مسلمانان آمده رعايت مي شده است. آموزهاي دين اسلام پيروان خود را برآن داشته تا اين خصلت پسنديده را به عنوان شعار ديني در همه جا اعمال نمايند. و قتي صلاح الدين ايوبي، كه در مقابل صليبيان مقاومت دليرانه به اتكاء تعاليم دين مي كرد، ريچارد اول مشهور به شيردل را متوقف ساخت: «ريچارد كه دوباره بيمار شده بود و حمايتي از شهسواران مقيم عكا و صور نمي ديد بار ديگر تقاضاي صلح كرد. ريچارد در حالي كه در آتش تب مي سوخت به صداي بلند آب يخ و ميوه خواست. صلاح الدين به اجابت خواسته وي مقداري گلابي و هلو و برف و هم چنين طبيب شخصي خويش را به بالين وي فرستاد.»(15) اين كار برخاسته از باور ديني يك پهلوان مسلمان است كه در شرح حالش گفته اند سخت مقيد به رعايت آداب دين و انجام فرائض بوده است(16). نبايد فراموش كرد كه همانطور كه ايثار در رساندن نفع به ديگران و گذشتن از مال و واگذاري آن به ديگري مطرح است، گاه درگذشت از منافعي كه مي توانند عايد شخص گردد هم مطرح مي شود. ياران امامان معصوم(ع) با الهام از تعاليم آنان به خصوص وقتي كه حاكمان برآن بودند تا از وجه اي آنان براي مشروعيت بخشيدن به حكومت خود بهرمند شوند، ترجيح مي دادند از قبول مناصب و شركت در معاملات پرسودي كه ظاهرا ً منع شرعي هم نداشت خودداري كنند. و به همين جهت همواره در مكتب تشيع نزديك شدن به حاكمان ظالم برخلاف اخلاق ديني بوده و شيعيان ترجيح مي دادند در مضيقه و تنگناي مالي به سر برند و به حاكمان نزديك نشوند. ايثار جان هم چنان كه شهادت بالاترين و والاترين ارزش است زيرا شهيد جان خود را فدا مي كند ايثار با جان ـ اگرچه به شهادت هم منجر نگردد ـ بزرگترين و شريف ترين ايثار به حساب مي آيد. نمونه اين ايثار را در رفتار معصومان بسيار مي توان يافت اين كه در دعاها يكي از آرزوي پيشوايان كشته شدن در راه خدا است بهترين دليل براي ايثار جاني است. حضرت علي عليه السلام وقتي داوطلب شد در بستر نبي اكرم بخوابد تا آن حضرت به مدينه مهاجرت نمايد از اين خشنود بود كه جان دوست را از مهلكه دشمنان نجات مي دهد اگرچه جان او در خطر قرار مي گيرد. ايثار ياران امام حسين(ع) را همه شنيده و مي دانند و ايثار شهيدان و جانبازان در جامعه اسلامي بازگو كننده فرهنگ ايثارگري برخاسته از آموزهاي ديني است. اكنون جادارد به تحليل و تجزيه اي از آن چه به عنوان توصيف آورده شد، پرداخته شود. تحليل از ايثار معصومان از آن چه گفته شد و در سه بخش ايثار در عبادت، ايثار مال و ايثار جان طبقه بندي گشت دو نكته حائز اهميت است: نكته نخست هدف از چنين ايثار است. در تمام مواردي كه بازگو شد ملاحظه مي شود ايثارگران يك هدف عمده و عالي را مورد توجه قرار داده بودند و آن هدف «خدا» بود. خدا در منطق افلاطون ـ چنان كه بدان اشارت رفت ـ كمال مطلق است و در منطق عارفان و اهل ادب «دوست و معشوق» و در باور مسلمانان و متدينان عمدتا ً خدا. همه، طالب اين كمال يا دوست و يا خدايند و چون وارد مرحله يافتن مي شوند قدر و منزلت افراد در جدي بودن يا شجاع بودن روشن مي گردد. گرچه سرزنش خار مغيلان براي كسي كه «در بيابان به شوق كعبه قدم مي زند»موجب غم نمي شود نه هركه سر بتراشد قلندري داند و نه هر كه آينه سازد سكندري وچون پاي امتحان به ميان آيد راهپيمايان واقعي وهدف دار ازسست عنصران تن آسا متمايزمي گردند. «احسب الناس ان يتركوا ان يقولو آمنا و هم لا يفتنون» «آيا مردم پنداشته اند كه چون بگويند ايمان آورديم، رها شوند و ديگر آزمايش نشوند»(العنكبوت آيه دوم). امامان و حق جويان در كار خود همه هدفمند بوده، و وقتي كار هدف دار مي شود كه انديشه و خردورزي اساس كار گردد. پس از انديشه و خردورزي و انتخاب هدف – كه گفته شد در ايثار ديني – همان خدا است رنج راه و تحمل شدايد راحت مي شود. آنان كه ايثار كردند نه تنها از ايثار خود رنج نكشيده بلكه لذت هم بردند. گر برود جان ما در طلب وصل دوست حيف نباشد كه دوست دوست تر از جان ما است مولا علي كه در محراب شهادت «فزت و ربّ الكعبة» مي گويد واقعا ً از اين شهادت و ايثار لذت مي برد و امام حسين وقتي مي فرمايد: «اگر دين محمد(ص) جز با كشتن من پايدار نمي ماند اي شمشيرها مرا فراگيريد» از صميم قلب بدين باور است و از كشته شدن در راه هدف خوشنود است و لذا وقتي از خواهرش سؤال مي شود كه در كربلا چه ديدي جواب مي دهد : جز زيبائي چيزي نديدم. نكته بعدي و شايد به لحاظ عملي قابل توجه تر از نكته نخست، گزينش راه است. هدف دار بودن متكي بر انديشه و تأمل است و مراقبت و مشورت را مي طلبد و معمولا ً چندان جنبه بيروني ندارد. اما وقتي شروع به كار شد مشكلات بروز مي كند. اين مشكلات عمدتا ً به خاطر هدف حساب شده و معقولي كه در پيش است براي شخص ايثارگر قابل تحمل است و شايد اصلا ً مشكلي به حساب نيايد ولي گاه تبليغات و الگوهاي حاكم بر جامعه هدف شخصي را مورد سؤال قرار مي دهد. در روش عملي امامان معصوم اين مطلب حائز اهميت و توجه است كه چون هركدام ـ با هدف واحد ـ روش هاي متفاوتي را بر مي گزينند و در همه روش هاي خود، خدا را برخويشتن مقدم مي داشتند و از جان مايه مي گذاشتند، اما بعضي از مردم برآنان خرده مي گرفتند. صلح امام حسن(ع) با معاويه نوعي ايثار بود تا جامعه اسلامي را از اختلاف و متلاشي شدن بدور نگاهدارد و در واقع آن حضرت ايثار كرد اما مردم بر او خورده گرفتند و او را «گمراه كننده مؤمنان» خطاب نمودند. اين كه امام، با هدف عالي خود، رنج تن دادن به صلح را تحمل كرد و بعد دشنام نابخردان را گوش دهد ايثار در روش است. در توصيفاتي كه از امامان شده يكي آنست كه «ملامت ديگران در راه خدا بر آنان تأثير نمي گذاشت»(17) اين كه يك رهبر در موقع پرخاش پرخاش كند و در جائي كه سكوت لازم است دم برنياورد اگرچه دشمن به پرخاشگري ادامه دهد متكي بر خردورزي است. شايد وقتي واژه ايثار به گوش مي خورد اين معنا تداعي گردد كه ايثارگر بايد براي رسيدن به هدف خود همواره خود را فدا كرده و در معرض مشقات قرار دهد و به طرف دشمن حمله ور گردد. اين باور احساسي و سطحي است و با كمي تأمل معلوم مي شود كه ايثار يعني از خودگذشتن و ديگران را برخويش مقدم داشتن و چه بسا اين رويه وقتي محقق مي گردد كه انسان از صحنه بيرون رود و صحنه را به ديگران وانهد تا آن چه را فرياد مي كنند و ادعا دارند، عملي سازند و چون نه قصد انجام آن را داشتند نه توان لازم را، سرانجام رسواي خاص و عام مي گردند و اثرعقب نشيني فرد ايثارگر كه در عقب نشيني مورد ملامت ـ حتي دوستان خود هم ـ قرار گرفته روشن مي شود. در قرآن مجيد آيه اي آمده كه تا حدّي اشاره به اين نكته دارد. خداوند مي فرمايد: «و لا يحسبن الذين كفروا انما نملي لهم خير لا نفسهم انما نملي لهم ليزدادوا اثما و لهم عذاب مهين» : مپندارند البته آنان كه كافر شدند كه مهلت دادن ما ايشان را برايشان بهتر است، همانا مهلت مي دهيم آنان را تا بر گناه خود بيفزايند و براي آنان عذاب خواركننده اي است»(سوره آل عمران آيه 173). از اين آيه مي توان چنين نتيجه گرفت كه بندگان كافر كه قدرت خود را از خدا گرفته اند اگرخدا از آنان سلب قدرت نمي كند به خاطر آنست كه خود عقل خويش را به كار گيرند و راه نجات را برگزينند و چون چنين نمي كنند خردورزي ايجاد مي كند تا دچار هلاكت و عذاب گردند. روش امامان معصوم به خوبي شاهد ايثار آنان با چنين روشي است. مولا علي(ع) با اين كه حق را از آن خود مي دانست در كناري نشست تا مدعيان كه لاف دين مي زدند به ميدان وارد شده و آن گاه براي مردم معلوم شود كه حق با كيست و لذا خود مردم براي زمامداري به آن حضرت روي آوردند. و فرزند بزرگوار او حضرت رضا هم با همان هدف، منتهي با روشي متفاوت، دشمنان مدعي حمايت از اسلام و اهل بيت را رسوا ساخت. نتيجه از آن چه گذشت مي توان نتيجه گرفت: 1. ايثار فضيلتي است مخصوص افراد انديشمند كه ديگران را بر خود براي رسيدن به هدف عالي و كمال مقدم مي دارند و از جان و مال در اين راه دريغ نمي ورزند. 2. ايثارگران محروميت را به عنوان محروميت تلقي نمي كنند بلكه آن را جزئي از كمال نفس خود مي دانند. 3. ايثار در عبادت، مال و جان مي تواند محقق شود. 4. پيشوايان دين به خصوص معصومان با رفتار و گفتار خود سه محور عبادت، مال و جان ايثارگر بوده و آن را به ديگران آموخته اند. 5. ايثارگران و در رأس آنان معصومان عليهم السلام با انديشه و عقل هدف را انتخاب كرده و آن گاه با روش مناسب به سوي آن گام برداشته اند و لذا روش هاي آنان متفاوت بوده است. 6. ايثار تقدم ديگران بر خود است، براي وصول به هدف معقول و لذا مي تواند در گوشه نشيني و انزوا محقق شود و مي تواند در تلاش و درگير شدن با معضلات هر راهي كه معقول و مناسب باشد. مآخذ 1. ابن منظور، لسان العرب،داراحياء التراث العربي،بيروت 1988،ص 72-70. 2. ابن منظور،همان. 3. دهخدا، لغت نامه،مؤسسه لغتنامه دهخدا،واژه ايثار. 4. دعاي سحر ماه رمضان. 5. در اين خصوص مراجعه شود به تفسير الميزان جلد اوّل كه در تفسير آيه شريفه «اهدناالصراط المستقيم «و مقايسه آن با آيه «يا ايها الانسان انك كادح....» سخن نغزي دارد. 6. دكترمحمدابراهيم آيتي،تاريخ پيامبر اسلام،دانشگاه تهران،شماره 1779-1366،ص 67-66. 7. دكتر آيتي همان، ص 67. 8. نهج الفصاحة،ترجمه ابوالقاسم پاينده، بي تا، بي محل،ج يك،ص 565. 9. محمود بن عمر الزمخشري(جارالله)،الكشاف عن حقايق غوامض التنزيل و عيون الاقاويل في وجوه التأويل، دارالكتاب العربي،بيروت، بي تا، ج 3، ص 50. 10. زين الدين الجبعي العاملي(الشهيد الثاني)، الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية،دفتر تبليغات اسلامي، 1410 ه.ق، ج 1 ص 162. 11. الشيخ محمد بن الحسن الحر العاملي،وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشرعية، كتابفروشي اسلاميّه ـ تهران 1396 قمري ج 8 ص 56. 12. دكتر آيتي،همان،ص 161. 13. در قصيده منسوب به فرزدق آمده:(ما قال «لا» الا في تشهده لولا التشهد كانت لائه «نعم»). 14. نهج البلاغه،نامه 45. 15. ويل دورانت،تاريخ تمدن،سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي،تهران،1367، ج 4 ص 805. 16. حافظ ابوالفداء اسماعيل ابن كثير(ابن كثير)،البداية و النهاية،داراحياء التراث العربي،بيروت،1988،ج 13،ص 8. 17. در دعاي ندبه در توصيف حضرت امير آمده: «... و لا تأخذه في الله لومة لائم». منابع: 1. قرآن مجيد. 2. نهج البلاغة. 3. نهج الفصاحة. 4. آيتي،محمد ابراهيم،تاريخ پيامبر اسلام،ناشر دانشگاه تهران،شماره 1779،سال 1366. 5. ابن كثير،الحافظ ابوالفداء اسماعيل ابن كثير،البداية و النهاية،ناشر داراحياء التراث العربي، بيروت ـ 1988. 6. ابن منظور،لسان العرب،ناشر داراحياء التراث العربي،بيروت 1988. 7. الحر العاملي(شيخ) محمد بن الحسن،وسائل الشيعة الي تحصيل مسائل الشريعة ناشر كتابفروشي اسلامية،تهران،1396 قمري. 8. دهخدا،لغتنامه،ناشر مؤسسه لغتنامه دهخدا. 9. الزمخشري، محمود بن عمر الزمخشري(جار الله)،الكشاف عن حقايق غوامض التنزيل و عيون الاقاويل في وجوه التأويل،ناشر دارالكتاب العربي،بيروت،بي تا. 10. الشهيد الثاني،زين الدين الجبعي العاملي،الروضة البهيّة في شرح اللمعة الدمشقية،ناشر دفتر تبليغات اسلامي،قم 1410 ه.ق. 11. طباطبائي(علامه) محمد حسين،الميزان في تفسير القرآن. 12. ويل دورانت تاريخ تمدن،ناشر سازمان انتشارات وآموزش انقلاب اسلامي،تهران،1368.

نويسنده: دكتر محمّد جعفري هرندي .... . عضو هيئت علمي دانشگاه