عنوان : تمثيل و تشبيه: مفسر ايثارگري و شهادت طلبي
نويسنده :  محمد منصورن‍ژاد
موضوعات مقالات :ايثار و شهادت
چكيده
نوشتار حاضر تحت عناوين زير سامان يافته است:
الف) مقدمه، كه مشتمل بر مباحثي در طرح مسأله، تعريف مفاهيم و تاملاتي نظري در موضوع است.
اين مكتوب اجمالا در صدد پاسخ گويي بدين پرسش است كه با "كنترل تفسيري" و از جمله تمسك به "تمثيل و تشبيه"، مسايل سخت، سهل و موضوعات حاد، چگونه تفسير و تاويل قابل قبول مي پذيرند؟
ب) نقش تمثيل و تشبيه در علوم آكادميك: در مقاله ي حاضراجمالا اين مدعا مورد بررسي قرار گرفت كه در علوم و رشته هاي تخصصي چون ادبيات، عرفان، اخلاق، روانشناسي، علوم تربيتي و.... تمثيل و تشبيه كاربرد داشته و متداولند.
ج)تشبيه و تمثيل در فرهنگ قرآني:
آنچه كه تذكر آن براي اين نوشتار ضروري مي نمايد، آن است كه اصل به كارگيري تشبيه و تمثيل در فرهنگ قرآني نه تنها مذموم نيست، بلكه حتي در خود قرآن مجيد بسياري از حقايق ديني در قالب تشبيه و تمثيل به كار رفته و فراتر آنكه خداوند به صراحت در قرآن مجيد(بقره /26) مي فرمايد:
ان الله لايستحيي ان يضرب مثلا ما بعوضهً فما فوقها. خدا را باك از آن نيست كه به پشه و چيزي بزرگتر از آن مثل زند.

سپس آيات متعددي به عنوان مويد اين مدعا مطرح شده اند كه مسأله ايثار و شهادت به عنوان يك حقيقتي بلند به لسان تشبيهي در قرآن مجيد وارد شده است.
د)تمثيل و تشبيه در جريان كربلا: گفتمان ايثار و شهادت بر مدار اين تز عمده دور مي زند كه " خود " آنجا ناديده گرفته شده و در راه خدا فاني مي گردد. از اينرو اين آمادگي را مي طلبد كه يك فرد از همه ي شئون، وجود و حيثيت خود بگذرد. چنين غايتي بدست نمي آيد مگر آنكه تفسيري جديدي از عالم و آدم ارايه شود. در اين كنترل تفسيري" نقش تمثيل و تشبيه بسيار كارساز است. در اين تفسير مهم ترين موضوعي كه بايد مورد بازنگري قرار گيرد، مسأله ي مرگ است كه همواره برايِ بشر مخوف و رعب برانگيز است. در فضاي كربلايي و عاشورايي مسأله ي مرگ از جمله از طريق به كارگيري تمثيل از سوي امام حسين براي يارانش به بهترين نحو دلپذير و تسهيل گرديد.
در اين قسمت به عنوان نمونه ي برخي از تمثيلات و تشبيهات به كار رفته درعرصه كربلا مورد بررسي قرار گرفته اند.
ه) تمثيل و تشبيه در دفاع مقدس: از جمله زوايايي كه مي تواند معبر جديد، مفيد و مهمي در بررسي مسايل دفاع مقدس باشد، هم جمع آوري مجموعه تمثيل و تشبيهات رزمندگان در مدت هشت سال دفاع مقدس است و هم به كارگيري تمثيل هاي مناسب براي تبيين پديده ي فاع مقدس است. براي رسيدن به غايت اول حتي مي تواند به عنوان منابع ثانويه، فرهنگ ها و ادبيات موجود در باره ي دفاع مقدس را از زاويه ي تمثيل و تشبيه يك بار ديگر به مطالعه نشست. در ادامه به عنوان شاهد، تمثيلي از سردار شهيد نوبخت مورد بررسي قرار گرفته است.
و) نتيجه گيري: از جمله نتايج نوشتار حاضر آن است كه، هشت سال دفاع مقدس مواد خام فراوان احياگر و سازنده ي فرهنگ جامعه در خود دارد كه يا اصلا مورد بهره برداري قرار نگرفته است و يا ظرفيت آن را دارد كه مورد تفسير مجدد قرار گيرد. در اين مكتوب در مقام تجويز مي توان پيشنهاد نمود كه يك بار ديگر يافته هاي موجود پيرامون جنگ بر اساس قالب تمثيلي و تشبيهي مورد باز خواني قرار گرفته و يا بر اساس اين نگرش و با اين نگاه به جمع آوري داده ها از يادگاران جنگ پرداخت.
الف) مقدمه
1)طرح مسأله: جسم، نيازهاي مادي و جاذبه هاي دنيوي براي آدميان اگر اولويت هم نداشته باشند، نسبت به بسياري از نيازهاي لطيف، معنوي و عالي اوّليّت دارند و از اينرو حتي كودك يكساله بر روي غذا و لباسش، با ديگران محاجه مي كند و هر چه نيز سنين آدمي بالاتر مي رود وابستگي ها، بلكه دل بستگي هايش به ماديات و مظاهر دنيوي بيشتر مي گردد، ، به حدي كه پيران نسبت به جوانان در مقابل مرگ حساس ترند و نسبت به صحت و سلامتشان اهتمام بيشتر مي ورزند.
با چنين وضعي چگونه افرادي به اينگونه تفكر مي رسند كه از خود و خواسته هاي مادي، دنيوي و جذاب خود براي ديگران در راه خدا بگذرند و از اين گذشت لذت ببرند؟ چه مي شود كه آدمها
به جايي مي رسند كه به جاي خوردن از خوراندن و به جاي پوشيدن از پوشاندن مشعوف و مسرور مي گردند؟ اين حركت غير عادي و طبيعي در بادي امر مي تواند به عنوان يك مسله مورد بررسي قرار گيرد. تحولي كه با ساير تحولات زندگي يك فرد(مثلا عوض كردن خانه، تغيير ماشين، ارتقاي رتبه ي تحصيلي و....) اصلا قابل قياس نيست.
بر اساس اين تغيير در شيوه زندگي كه يك مسأله اساسي است، اين پرسش مهم مي تواند مورد بررسي قرار گيرد كه به چه دليل افرادي حاضر مي شوند از منافع و مطامع خود در راه غير خود بگذرند و به وادي ايثار و شهادت پاي نهند؟
بر اساس اين مكتوب اجمالا پاسخ بدين پرسش آن است كه با "كنترل تفسيري" و از جمله تمسك به "تمثيل و تشبيه"، مسايل سخت، سهل و موضوعات حاد، تفسير و تاويل جاذبانه مي پذيرند. لذا از خود گذشتگي موضوعي محبوب، مطلوب و مقبول قلمداد مي گردد.
2) تعريف: تشبيه و تميثل از اصطلاحات مخصوص علماي ادب و فن بلاغت است. در دايره المعارف اسلاميكا در تعريف اين مفاهيم آمده: تمثيل به عنوان موضوعي ادبي يا اصطلاحي بياني، داراي دو معناي عام و خاص است:
الف) معناي عام. تمثيل در معناي عام، معادل و مرادف تشبيه است و در معناي تشبيه به كار مي رود، زيرا «مثل»، كه ريشه ي واژه ي تمثيل است، معناي «شِبه » مي دهد(فيروزآبادي، ذيل «مثل »؛ طريحي، ج 5، ص 471). زمخشري(ذيل «مثل »)، تمثيل را مترادف تشبيه دانسته و تهانَوي(ج 2، ص 1344) ضمن طبقه بندي تمثيل بدين معنا اشاره كرده است. همچنين معناي خاص. تمثيل در معناي خاص گونه اي تشبيه است و به تعبير اهل منطق، نسبت تشبيه و تمثيل، عموم و خصوص مطلق است، يعني «هر تمثيلي تشبيه است » اما «بعضي از گونه هاي تشبيه، تمثيل به شمار مي آيد». جرجاني در اسرارالبلاغه(ص 84) اين معنا را تصريح مي كند و تشبيه را عام و تمثيل را نسبت بدان اخص(خاص ) مي شمارد و تأكيد مي ورزد كه هر تمثيلي به ناگزير تشبيه است، اما هر تشبيهي الزاما تمثيل نخواهد بود. از آنجا كه استعاره، تشبيهي است كه يك سوي آن در سخن ذكر مي شود، بزرگان و پيشروان دانش بلاغت مثل جرجاني در اسرارالبلاغه(ص 84، 219-22.)؛ سكّاكي در مفتاح العلوم(ص 148- 149)؛ خطيب قزويني در الايضاح(ص 312، 315) و در التّلخيص(ص 274، 322- 324) و تفتازاني در مطوّل(ص 339، 38.-381) و شرح المختصر(ج 2، ص 45، 95-97) از دو گونه تمثيل سخن گفته اند: تشبيه تمثيل، و استعاره ي تمثيليه يا تمثيل بر سبيل استعاره. تهانوي(همانجا) تمثيل در معناي خاص را شامل تشبيه تمثيل و استعاره ي تمثيليه دانسته و ابوالبقاء نيز به همين صورت از اقسام تمثيل سخن گفته است(ج، ص 74- 75). (http://www. encyclopaediaislamica. com)
عمل تشبيه و استعاره بحكم غريزه و فطرت در ميان افراد، طوايف و قبايل بشر معمول است ولي علماي ادب در مقام توجيه علمي و بيان ماهيت اين عمل غريزي با يكديگر اختلاف دارند. جمهور علماي ادب قبل از "سكاكي"، استعاره را از شئون الفاظ مي دانستند(نقل مكان الفاظ و به كار بردن لفظي به جاي لفظ ديگر بواسطه علاقه مشابهت بين معاني آن دو). ولي سكاكي(متوفي قرن هفتم) معتقد شد كه استعاره از شئون معاني است. يعني از اعمال مخصوص ذهن است. استعاره حقيقتاً يك عمل نفساني و ذهني است. يعني انسان در ذهن خود فرض و اعتبار مي كند كه مشبه يكي از مصاديق مشبه به است و حد و ماهيت مشبه به را در تخيل خود منطبق با مشبه مي كند. (مطهري: بي تا، صص6- 282)
3)تاملي نظري: تشبيه وتمثيل و كاركرد كنترل تفسيري: در علم روانشناسي، در تحقيقاتي كه به ادراك فرد از تسلط نسبت به اوضاع و شرايط زندگي مربوط مي شود، نظريه هاي مختلف وجود دارند. يكي از تئوريها در اين زمينه، نظريه ي ادارك كنترل اوليه در مقابل ادارك كنترل ثانويه است (راتبام، ويسز، و اسنايدر)، 1982، (بندو ويسز، 1988). كنترل اوليه كه بيشتر شبيه كنترل عيني و واقعي است، زماني بروز مي كند كه افراد كوشش مي كنند مهار و كنترل امور را در دست بگيرند، و كارها را در مسير اهداف خويش به پيش برند. افرادي كه با كنترل اوليه محيط را در جهت علايق، نيازها، آمال و آرزوهاي خود تغيير مي دهند. كنترل زماني در نقطة اوج خود قرار مي گيرد كه افراد عملا بتوانند تصميماتي اتخاذ نموده و تصميمات خويش را به موقع به اجرا بگذارند.
كنترل ثانويه زماني بظهور مي پيوندد كه كنترل اوليه امكان بروز نداشته باشد. شخصي با كنترل اوليه، سعي مي كند كه محيط را در جهت نيازها و علايقِ فردي خويش تغيير دهد. در حالي كه كنترل ثانويه بدين جهت ظهور مي كند كه فرد را در جهت انطباق و سازگاري با محيط غير قابل تغيير آماده سازد. زمانيكه افراد با موقعيتهايي روبه رو مي شوند كه غير قابل كنترل است سعي مي كنند كه يك و يا چند تا از رهيافت هاي كنترل ثانويه را به كار گيرند تا بتوانند تا حد ممكن ادراك كنترل خود را حفظ نمايند. مهمترين انواعِ كنترل هاي ثانويه به قرار زير مي باشند.
اول: كنترل نيابتي:
در اين روش، افراد شرايط و اوضاع و احوال را مورد بررسي قرار مي دهند تا به ببينند چه كسي كنترل اوضاع و شرايط را در دست دارد وبه نحو مؤ ثري خود را با آن فرد هماهنگ و هم جهت مي كنند. اين افراد از اين جهت احساس شايستگي و قدرت مي كنند كه فكر مي كنند در طرف فرد قوي هستند و به تبع قدرت آن فرد اينها نيز قدرت بدست خواهند آورد. اينها فرد قدرت مند و با نفوذ را تشويق مي كنند(و از او مي خواهند) كه دست به كارهايي بزند كه به سودشان تمام شود و از اين طريق احساس كنترل بر اوضاع و شرايط مي نمايند. از اين نظر اين تئوري به توكل مربوط مي شود كه افرادِ متوكل زماني كه احساس كردند كه مهار امور و اوضاع از قدرت و سيطره ي اينها خارج شده با اعتمادي كه به قدرت خداوند دارند و با رابطه اي كه بين خود و خدا مي بينيد اطمينان حاصل مي كنند كه خداوند امور را براي ايشان آسان خواهد كرد و ايشان را در تنگناي سختيها و مشكلات تنها نخواهد
دوم: كنترل تفسيري:
افرادي كه از كنترلِ تفسيري استفاده مي كنند سعي بر اين دارند كه شرايط غير قابل كنترل و طاقت فرسا را براي خود تعبير و تفسير نمايند و معناي آن را درك كنند. اين افراد سعي بر اين دارند كه بفهمند چرا و چگونه اتفاقِ ويژه اي برايشان رخ داده است و با تعبير و تفسير اين پديده ها و دادن معنا به آن ها، احساس كنترل بر اوضاع و احوال نموده و از تلخي حادثه بدين نحو بكاهند. بنابراين افرادي كه تجربيات تلخِ غير قابلِ كنترل مثل از دست دادنِ عزيزي و يا عضوي از بدن داشته اند، اغلب سعي مي كنند كه معنايي را كه در تراژدي آن ها نهفته است پيدا كنند و پيدا كردن معناي حادثه ي ناگوار به آن ها يك نوع احساس كنترل و مواجهه ي مؤ ثر با عامل فشارزا مي دهد. كشف معناي اتفاقات ناخوشايند يك نوع تسلي و كنترل به افراد مي دهد و آنان را براي مقابله با حوادث ناخوشايند مجهزتر مي سازد.
افراد زيادي در فرهنگ هاي مختلف دست به تعبير و تفسير اتفاقات ناخوشايند زده اند و از اين طريق از آلام خود كاسته اند. مثلا شهيد ثاني (954 ه'. ق) پس از مرگ فرزند دلبندش «مُسَكَّنة الفَواد عِندَ فقد الا حِبَّةِ وَ ا لاوَ لادِ» را مي نويسد و دكتر فرانكل (1958) نظريه ي «معني - درماني» را پس از دستگيري و از دست دادن تمامي عزيزانش در اردوگاه هاي كاري آلمان نازي ارائه مي دهد. فرد متوكل چون همه اتفاقات را در رابطه با خواست خدا مي داند، معني نهفته اين اتفاقات را درك مي نمايد و براي هر اتفاقي تعبير و تفسيري الوهي دارد.
پژوهش گران (راتبام، ويسز، واسنايدر، 1982) معتقدند كه افراد سالم هم از كنترل اوليه استفاده مي كنند و هم از كنترل هاي ثانويه، و بدين وسيله از احساس درماندگي به دورمانده و هميشه اميدواري خود را به آينده ، حفظ مي نمايند. (غباري بناب: دي 1384، http://www. porsojoo. com)
در ترابط كنترل تفسيري با تمثيل و تشبيه مي توان گفت كه نقش اساسي اين مفاهيم كمك به تغيير، تنزيل و تفسير پديده هايي است كه از مضامين عالي و بلند برخوردارند. الفاظ و واژه ها براي درك حقايق در قالب هاي مجازي به كمك مي آيند تا آن حقايق عالي را در سطح قابل تحمل و فهم ديگران درآورند. اگر حقايق معنوي و آسماني را تنها كساني كه روحي معنوي و عمبق دارند ادراك مي كنند اما تنزل آن واقعيت ها سبب مي گردد كه انسان هاي سطوح پايين تر نيز در حد خودشان از زيبايي هاي معنوي و حقيقي بچشند و ازاين رو در عمل نيز اين حقايق را تحمل نموده و متناسب با آن دست به عمل زنند.
ب)نقش تمثيل و تشبيه در علوم آكادميك: اجمالا مي توان گفت كه در علوم و رشته هاي تخصصي چون ادبيات، عرفان، اخلاق، روانشناسي، علوم تربيتي و.... تمثيل و تشبيه كاربرد داشته و متداولند.
اما براي اينكه از غايت نوشتار فاصله زياد نگيريم تنها اشاره مي گردد كه از قديم الايام فلاسفه بزرگ يوناني و ايراني از تمثيل و تشبيه براي بيان مقصود خود بهره گرفته اند، چنانچه افلاطون مبناي طبقاتي بودن اجتماع بشري را بر يك تمثيل بنا مي كند كه البته خود نيز طبقه بندي جامعه به سه سطح را دروغ شاهانه(one royal lie) مي نامد. از نگاه او افراد جامعه مانند طلا، نقره و آهن به سه سطح توده مردم، سربازان و حاكمان تقسيم مي شوند كه البته فقط طبقه اخير بايد قدرت سياسي را در دست داشته باشند، چرا كه در حكم طلا هستند. (Russell:1945، plo8)
تأثير اينگونه برداشت ها در ميان فلاسفه اسلامي نيز به وضوح ديده مي شود و از اين رو امثال فارابي، مؤسس اسلامي جامعه را به "تن"، تشبيه نموده اند كه برخي اعضا حكم سر و برخي در مثل مانند ساير اعضاي بدنند.
بحث به كارگيري تمثيل و تشبيه در دانش، از سطح معلمان اخلاق، عرفان و فلسفه گذشته و از اينرو در علوم اجتماعي نيز برخي تمثيل ها نقش تعيين كننده يافته اند. بدون ورود مبسوط به موضوع و به عنوان شاهد مي توان اشاره داشت كه مثلا تشبيه "رو بنا و زير بنا"ي ماركس در علوم اجتماعي تا چه حد مؤثر افتاده و تا چه اندازه مورد تفاسير بسيار متفاوت و گوناگون قرار گرفته است . و اين تشبيه در تفسير مسايل اجتماعي و حتي در نگارش تاريخ انساني (جداي از صحت و سقم) تا چه حد نقش جدي داشته است.
و يا چگونه مي توان از نقش ايده هاي مثالي(Ideal type) در تبيين مسايل در علوم اجتماعي غفلت نمود؟ اصطلاحي كه مبناي مفهوم بندي علوم انساني در نگاه هاي جديد قرار گرفته و به جاي واقعيات، تصويري كلي و با فاصله از آن ها را مبناي بررسي قرار داده است. حاصل آنكه تمثيل و تشبيه در علوم اعتباري تا حقيقي، ارزشي تا غير ارزشي كاربرد دارد و در تبيين پديده ها ضروري و مفيد است و در تزكيه نفوس و قلوب نيز مؤثر است و مناسب.
ازاين رو به پديده ي شهادت طلبي و ايثارگري چه از بعد ارزشي و اخلاقي نگريسته شود و چه به عنوان يك واقعيت اجتماعي و فرهنگي كه در شرايطي در جامعه اسلامي محقق مي شود(از جمله در صدر اسلام و يا در دفاع مقدس ايران اسلامي ) مي توان از نقش تمثيل و تشبيه در تشويق، تحريض و يا توصيف و تبيين ايثارگري و شهادت طلبي بهره گرفت.
ج) تشبيه و تمثيل در فرهنگ قرآني: اين نكته كه در قرآن مجيد تا چه حد تشبيه و تمثيل مطرح شده ودر چه موارد و موضوعاتي استعمال شده است، خود مي تواند موضوع بحث مستقلي قرار گيرد. آنچه كه تذكر آن براي اين نوشتار ضروري مي نمايد آن است كه اصل به كارگيري اين طريق از تعامل نه تنها مذموم نيست، بلكه بسياري از حقايق ديني در قالب تشبيه و تمثيل حتي در خود قرآن مجيد به كار رفته و فراتر آنكه خداوند به صراحت در قرآن مجيد(بقره /26) مي فرمايد:
ان الله لايستحيي ان يضرب مثلا ما بعوضهً فما فوقها. خدا را باك از آن نيست كه به پشه و چيزي بزرگتر از آن مثل زند.
در اين زمينه تنها به يك مورد قرآني در زمينه ايثار مالي به عنوان شاهد بسنده مي گردد كه در آيه بقره /261 مي خوانيم:
مثل الذين ينفقون اموالهم في سبيل الله كمثل حبهً انبتت سبع سنابل في كل سنبلهً مائه حبهٍ والله يضاعف لمن يشاءُ والله واسعٌ عليمٌ.
مثل آنان كه مالشان را در راه خدا انفاق كنند بمانند دانه ايست كه از يك دانه هفت خوشه برويد و در هر خوشه صد دانه باشد(كه يكدانه هفتصد بشود) و خدا از اين مقدار نيز بر هر كه خواهد بيفزايد چه خدا را رحمت بي منتهاست و به همه چيز خدا احاطه كامل دارد.
و در سوره اسراء / 89 در فلسفه ي به كارگيري مثل ها مي خوانيم:
و لقد صرفنا للناس في هذا القرآن من كل مثل فابي اكثر الناس الاكفوراً:
يعني و همانا ما در اين قرآن براي مردم هرگونه مثال(و بيان روشن) آورديم(تا مگر هدايت شوند) ليكن اكثر مردم به جز از كفر و عناد از هر چيز امتناع كردند.
كه قريب به همين مضمون در سوره كهف/ 54 و سوره روم /58 نيز تكرار شده است. و در سوره زمر/ 27 فلسفه ي طرح مثال ها در قرآن مجيد را تذكر و تنبيه مخاطبين برشمرده است.
اگر اين باور امام خميني در كتاب "آداب الصلوه"، در باره تفسير قرآن كريم مبنا قرار گيرد كه " كتاب خدا، كتاب معرفت و اخلاق و دعوت به سعادت و كمال است. كتاب تفسير نيز بايد كتاب عرفاني اخلاقي و مبين جهات عرفاني و اخلاقي و ديگر جهات دعوت به سعادت آن باشد... اين كتاب چون عصاي موسي و يد بيضاي آن سرور، يا دم عيسي كه احياء اموات مي كرد نيست كه فقط براي اعجاز و دلالت بر صدق نبي اكرم آمده باشد، بلكه اين صحفيه الهيه كتاب احياء قلوب به حيات ابدي و علم و معاف الهيه است. اين كتاب خداست و به شئون الهيه جل و علا دعوت مي كند. (امام خميني: 1372، ص 4- 193)
در اين صورت يكي از شيوه هاي بيان معارف ديني، عرفاني و اخلاقي در قرآن مجيد بهره گيري از ابراز تمثيل و تشبيه است. و اين معبر و مسير، راه را براي ساير اسوگان و زبدگان ديني نيز هموار نموده تا براي بيان مقاصد معنوي و بلند از لسان تمثيل و تشبيه بهره گيرند.
د)تمثيل و تشبيه در جريان كربلا: تمثيل و تشبيه در سنت و سيره ي معصومين بسيار قابل حصول است، و استخراج و تحليل همه ي آن ها تأليف مستقل مي طلبد. در اينجا با توجه به غايت نشست و موضوع مقاله برخي از تمثيل و تشبيهات به كار رفته در جريان و واقعه كربلا كه اوج فضاي ايثار، فداكاري، جهاد در راه خدا و شهادت طلبي است مورد استشهاد قرار مي گيرد.
گفتمان ايثار و شهادت بر مدار اين تز عمده دور مي زند كه " خود " آنجا ناديده گرفته شده و در راه خدا فاني مي گردد. از اينرو اين آمادگي را مي طلبد كه يك فرد از همه شئون، وجود و حيثيت خود بگذرد. چنين غايتي بدست نمي آيد مگر آنكه تفسيري جديدي از عالم و آدم ارايه شود. در اين كنترل تفسيري" نقش تمثيل و تشبيه بسيار كارساز است. در اين تفسير مهمترين موضوعي كه بايد مورد بازنگري قرار گيرد، مسأله ي مرگ است كه همواره برايِ بشر مخوف و رعب برانگيز است. در فضاي كربلايي و عاشورايي مسأله ي مرگ از جمله از طريق به كارگيري تمثيل از سوي امام حسين براي يارانش به بهترين نحو دلپذير و تسهيل گرديد.
در ادامه به عنوان نمونه ي برخي از تمثيلات و تشبيهات به كار رفته در عرصه ي كربلا اشاره مي گردد. به عنوان شاهد حضرت امام حسين در خطبه اي كه پس از آغاز حركت از مدينه به مكه ايراد نمودند، سخنانشان را پس از حمد خدا و صلوات رسول با اين تشبيه آغاز مي كند كه
خط الموت علي ولد آدم مخط القلاده علي جيد الفتاه(نجمي: 1362، ص 63) يعني مرگ بر انسان ها لازم افتاده و همانند اثر گردن بند كه لازمه گردن دختران است. و در پايان اين خطبه، امام مي فرمايد: آگاه باشيد كه هر يك از شما حاضر است در راه ما از خون خويش بگذرد آماده حركت با ما باشيد كه من فردا صبح حركت خوهم كرد. حداقل پيام اين تشبيه آن است كه از مرگ مفري نيست، اما درادامه مي توان اين گونه استنباط نمود كه درعين حال مي توان نوع مرگ را برگزيد و به جاي تسليم در مقابل مرگ، مرگ را تسليم خود نمود. به قول اقبال لاهوري كه
مرگ اگر مرد است گو سوي من آي تا در آغوشش بگيرم تنگ تنگ.
در روز عاشورا پس از نماز صبح، امام خطاب به يارانش فرمود: صبراً يا بني اكرام فما الموت الاقنطره تعبر بكم عن البئوس والضراء الي الجنان واسعه و النعم الدائمه فانكم يكره ان ينتقل من سجنٍ الي قصر و ما هولاء اعدائكم الا كمن ينتقل من قصر الي سجن و عذاب(همان منبع، ص 214) يعني، اي بزرگان زادگان، صبر و شكيبايي بخرج دهيد كه مرگ چيزي جز يك پل نيست كه شما را از سختي و رنج عبور داده به بهشت پهناور و نعمتهاي هميشگي آن مي رساند. چه كسي است كه نخواهد از يك زندان به قصري انتقال يابد و همين مرگ براي دشمنان شما مانند آن است كه از كاخي به زندان و شكنجه گاه منتقل گردد.
در اين سخنان دو تشبيه براي تفسير مرگ به كار رفته است. يكي آنكه مرگ تفسير به پل شده است كه عبور از آن ورود از يك محيط به محيط ديگر و از فضايي به فضاي ديگر است. اما از آنجا كه ممكن است گذر از پل، عبور از منطقه اي مطلوب و توسعه يافته به محيطي نامطلوب و عقب مانده باشد، امام مرگ از نوع شهادت را آنگونه پلي مي داند كه عبور از جاي زشت به زيبا و تنگ به فراخ و مضيق به موسع و.... است و از اينرو و علي القاعده هر عاقلي براي عبور از روي اين پل عجله مي كند. (كنترل تفسيري از مرگ با بهره گيري از تشبيه). لذا تشبيه دوم كه عبور از زندان به قصر بود نيز مويد و مكمل همان تشبيه مرگ به پل است و ايمان مؤمنين را به جهاد و ايثار و شهادت عمق بخشيده وآن ها را براي فداكاري و گذشت آماده تر مي سازد.
متعاقب همان تفسير، تمثيل ديگري امام حسين در سخنراني روز عاشورا دارند. ايشان سوگند مي خورند كه ذليلانه دست در دست دشمن نمي گزارم و " لا افر منهم فرار العبيد"(همان منبع، ص 229) من مانند بردگان از صحنه ي جنگ و از برابر دشمن فرار نمي كنم. تشبيه گويايي است براي جنگ و مبارزه ي كساني كه انگيزه اي براي مقابله ندارند و براي محيطي كه شهادت در آنجا معنايي ندارد و جان دادن تلف شدن تلقي مي گردد. زيرا يك برده با چه انگيزه و به اميد چه محصولي جانش را به خطر بيندازد؟ جز اين است كه بهره ي عمل او را ديگران مي برند؟ ازاين رو در مقابل در گفتمان ايثار و شهادت فرار از نبرد هرگز معنايي ندارد.
بد نيست نهايتاً به تمثيلي اشاره گردد كه در گفتگوي امام حسين با پسر برادرش قاسم و در تحليل مرگ مطرح شده و حكايت از سطح معرفت و معنويت ياران اباعبدالله دارد.
نقل شده وقتي شب عاشورا امام حسين وعده شهادت يارانش را داد، قاسم بن الحسن كه نوجوان سيزده ساله اي بود برايش اين پرسش مطرح شد كه آيا اين گونه كشته شدن فردا شامل من هم مي شود يا نه؟ ازاين رو عمويش پرسيد: آيا من جزء كشته شدگان فردا خواهم بود؟ امام حسين در پاسخ پرسش او سئوالي را مطرح فرمودند: كيف الموت عندك" پسر برادرم، مرگ نزد تو چگونه است؟ چه طعم و مزه اي دارد؟ و قاسم بلافاصله جواب داد: يا عماه، احلي من العسل. عمو جان از عسل هم براي من شيرين تر است.
و اينجا بود كه امام حسين خبر شهادت او را مطرح نمود(مطهري: بي تا، ص 281)
تعبير مرگ به شيريني عسل، تمثيل فوق العاده زيبايي است كه حكايت از درك عميق حتي نوجوانان كربلا از شهادت و كشته شدن در راه خدا دارد. اگر از جمله كاركرد هاي تمثيل و تشبيه، بيان حقايق بلند و ظريف در قالب هاي قابل فهم باشد، در اين تشبيه به خوبي نشان داده مي شود كه مسأله ي مرگ و زندگي در فرهنگ عاشورايي چگونه براي ياران و پيروان آن نهضت حل شده و به معرفت و بصيرتي عميق رسيده بودند كه مانند سرور و سالار شان وقتي مخير بين يكي از اين دو، يعني مرگ و ذلت مي شدند به راحتي از ذلت و خواري دوري نموده و براي حفظ عزت و سيادت به استقبال مرگ مي رفتند.
حاصل آنكه آدمي خودش و سلامتش را دوست دارد. چه بسيار كساني كه براي طول عمر تلاش ها نموده و به آسمان و ريسمان چنگ مي زنند. معمولا هر شخصي آرزوي هاي طول و دراز در سر دارد و كمتر به مرگ مي انديشد. در اين وضعيت طبيعي، ورود به گفتمان ايثار و شهادت توجيه و تفسير مي طلبد و بيان اين حقيقت متعالي يعني آرزوي مرگ و انتخاب جان باختن و ايثارگري نيز گاه از لسان تمثيل و استعاره و تشبيه بسيار گويا و رسا بوده و براي ديگران قابل فهم تر است.
فعالان نهضت كربلا نيز از فرماندهي تا برخي از عناصر مهم عاشورايي، در قالب تمثيلات و تشبيهات دنيا و مرگ را براي ديگران به شكل هاي زيبايي تصوير نمودند. به قدري اين نمايش و تصاوير زيبا بود كه راه آن بزرگواران در طول تاريخ از سوي ساير مبارزان خصوصاً شيعي تعقيب شد و اوج اين حماسه سرايي و حماسه آفريني ها را مي توان در دفاع مقدس هشت ساله ايرانيان ديد كه به فرهگ عاشورا آگاهانه تأسي نموده بودند.
ه)بهره گيري تمثيل و تشبيه در دفاع مقدس: از جمله زوايايي كه مي تواند معبر جديد، مفيد و مهمي در بررسي مسايل دفاع مقدس باشد، هم جمع آوري مجموعه تمثيل و تشبيهات رزمندگان در مدت هشت سال دفاع مقدس است و هم به كارگيري تمثيل هاي مناسب براي تبيين پديده دفاع مقدس است. براي رسيدن به غايت اول حتي مي تواند به عنوان منابع ثانويه، فرهنگ ها و ادبيات موجود درباره دفاع مقدس را از زاويه ي تمثيل و تشبيه يك بار ديگر به مطالعه نشست. به عنوان پيشنهاد مي توان كار ارزنده ي جناب آقاي مهدي فهيمي در مجموعه "فرهنگ جبهه" را از اين منظر باز خواني نمود. خصوصاً مجلداتي كه مربوط به شوخ طبعي ها شعارها و رجزهاي مكاتبات و اصطلاحات و تعبيراتند. هم چنين مي توان در يك كار بديع و تأسيسي به كار تازه اي دست زد و در يك تلاش ميداني با بهره گيري از تكنيك مصاحبه با رزمندگان دوران دفاع مقدس تمثيلات، استعارت و تشبيهات به كار رفته در دفاع مقدس را در مجموعه تازه اي جمع آوري و سامان بخشيد.
در اين قسمت به عنوان شاهد حداقل به يك تمثيل به كار گرفته شده از شهيدي والا مقام از كنشگر 25 كربلا بسنده مي گردد. "حميد رضا نوبخت"، كه در ميان رزمندگان مازنداران چهره اي شناخته شده و شاخص بود هم در گردان مالك بسيار خوش درخشيد و خصوصاً در اين نقش در عمليات والفجر 8 بسيار نقش كليدي ايفا نمود، تا حدي كه در سايت جامع دفاع مقدس: ساجد(www. sajed. ir) در 24 فروردين 1387 از فرمانده ي لشگر 25 كربلا در آن زمان(سردار مرتضي قرباني) نقل شده كه: "اگر نوبخت در فاو نبود هشتاد روز عمليات ما منجر به عقب نشيني مي شد". او البته بعدها تا فرماندهي تيپ اين لشگر نيز ارتقاي موقعيت و مسؤوليت يافت و سپس چنانچه شأن اينگونه عزيزان ايثارگر است به صورت مظلومانه اي به ملاقات معشوق شتافته است. شهيدي كه متأسفانه بازماندگان و هم رزمانش حقش را در معرفي به ديگران به خوبي ادا نكرده اند.
عصر روزي بود كه قرار بودآن شب عمليات والفجر 8 در كنار اروند و از منطقه خسرو آباد و در كنار نهر بوفلفل آغاز شود(دهه ي فجر سال 1364). از سوي فرمانده گردان، نوبخت، ارگان گردان براي جلسه اي دعوت شديم. وقتي وارد شديم، فضا خيلي سنگين و به نوعي محزون بود. تفالي به قرآن زده شد و با نگاه اميدوارانه فرمانده به سايرين اعلام كرد كه امشب شب عمليات است. او پيامي را به ما رساند تا به نيروها برسانيم كه هر كس آمادگي عمليات ندارند از اروند عبور نكند. زيرا هر كس كه اين رودخانه گذشت تا در سلامتند بايد مقاومت كننند و بجنگند. زيرا عمليات سنگيني در پيش است و نيروهاي كثيري براي تثبيت مواضع نياز است. به عبارت ديگر اينجا و در اين آزمون فقط فقط نيروهاي داوطلب و ايثارگر و آماده فداكاري پذيرفته مي شدند.
سپس نوبخت با صداي گرفته اي خواند:
ما در ره عشق نقض پيمان نكنيم گر جان طلبند دريغ از جان نكنيم
دنيا اگر از يزيد لبريز شود ما پشت به سالار شهيدان نكنيم
او نتوانست اين دو بيت را پشت سر هم بخواند، با صداي هق هق گريه هاي او ناله هاي مخاطبان فضا عجيب، معنوي و ملكوتي شده بود و حميد به سختي حديث از وفاداري به عهد با امام كرد و ديگران نيز زمزمه كردند. در اين فضايي كه به وداع فرماندهان ختم گرديد، نوبخت در قالب اين شعر تشبيهي را مطرح كرد. او صف دشمنان(صدام و بعثيان) را به صف يزيديان تشبيه كرد و صف خودي ها(امام خميني و رزمندگان اسلام) را به صف سالار شهيدان، ابا عبدالله. و تشبهي نياز به وجه شبهي دارد و تا نسبت مشبه، با مشبه به، را بيان كند. در گفتمان كربلا، صف يزيديان به چه چيز شهرت داشت. ؟
در كلام امام حسين(ع) آن هم براي مروان بن حكم كه خود از يزيديان بود و امام را به بيعت مي خواند در وصف يزيد آمده: انا لله و انالله راجعون و علي الاسلام السلام اذ بليت الامه براع مثل يزيد.... يزيد الفاسق" يعني اينك بايد فاتحه اسلام را خواند كه مسلمانان به فرمانروايي مانند يزيد گرفتار شده اند... يزيد فاسق"(نجمي:1362، ص18) و در پاسخ به بيعت با يزيد كه از سوي وليدبن عتبه استاندار مدينه مطرح شده بود و در دليل پاسخ منفي بدين در خواست از جمله فرموند: يزيد رجل شارب الخمر و قاتل النفس المحرمه، معلن بالفسق"(همان منبع، ص12) يعني، اما يزيد اين مردي كه توازمن توقع بيعت به او را داراي مردي است شربخوار كه دستش به خون افراد بيگناه آلوده گرديده، او شخصي است كه حريم دستورات الهي را در هم شكسته و علناً و در مقابل چشم مردم مرتكب فسق و فجور مي گردد.
اقدامات وحشيانه ي يزيد و لشگريانش در جريان حادثه ي كربلا، تصرف خصمانه ي مدينه و سنگ باران كعبه، نگاه واقع بينانه ي امام حسين را تأييد نمود. او نه به احكام الهي و معارف آسماني پايبند بود و نه به اصول انساني ارج مي نهاد. چنين جرياني ريشه در تاريخ بشري دارد و از اين رو هم قبل از كربلا جنايت كاران فراوان با اعمال غير قابل توجيه وجود داشتند و هم بعد از كربلا يزيديان همان راه را ادامه داده و جنايت ها پيوسته وجود دارد. از اين رو در شعر ياد شده سخن از دنيايي بود كه ممكن است سراسر مملو از يزيد باشد، يعني ستم فراگير و جهاني شود.
در مقابل گفتمان سالار شهيدان است كه گفتمان كرامت، عزت، ايثار، وفا، مقاومت، معنويت و شجاعت است. اين راه نيز قبل و بعد از كربلا سابقه ولاحقه دارد و از اينرو در اين استعاره به صورت لطيفي رهبري امام خميني، با فرماندهي و زعامت امام حيسن به هم تشبيه و تقريب شده اند. اگر امام خميني رهبري كربلاي ايران را داشت، نوبخت ها نيز سربازان عاشوراي ايران بودند و اگر امام حسين(ع) در شب عاشورا فرمود كه:
اما بعد فاني لا اعلم اصحابا اولي ولا خيراً من اصحابي. (همان منبع، ص195) يعني اما بعد من اصحابي و ياراني بهتر از ياران خود نديده ام. امام خميني نيز به عنوان سالار شهيدان عصر در وصيت نامه به عنوان يك سند ماندگار خطاب به يارانش نوشت: من با جرأت مدعي هستم كه ملت ايران و توده ميليوني آن درعصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول الله(ص) و كوفه و عراق در عهد امير المومنين« و حسين بن علي(ص/س) مي باشد. (امام خميني: 1369، ص 12) امثال شهيد نوبخت فقط شعار نمي خواندند و براي زيبايي شعر، از تمثيل بهره نمي گرفتند، بلكه با تمام وجودشان وفاي به عهد با امام خميني را تأييد و امضا مي كردند. با اينكه كراراً مجروح شده بود با اينكه برادر شهيد بود، با اينكه مواد شيميايي چهره اش را تيره كرده بود، با اينكه يارانش و اركانش را از دست مي داد، با اينكه با نيروي اندك در مقابل سپاهيان كثير و مجهز عراق پايداري مي كرد، تنها چيزي كه در امثال نوبخت ها ديده نمي شد، خستگي، ناتواني، نااميدي و يأس بود. آنچنان با توكل، نشاط و روحيه در رزم حضور داشت كه باعث روحيه و اميد نيروها مي شدند.
در يك كلام در ريشه اين پايداري ها بايد گفت كه امثال نوبخت با تمثيل هايي كه دنيا را پل و معبر دانست، مرگ را به سخره گرفته و با تمثيل هايي كه ايران را با كربلا و رزمندگان را با ياران اباعبدالله الحسين تشبيه مي نمود، خوفي از كشته شدن و مجاهده نداشتند. حاصل تلاش اين عزيزان آن شد كه دنيايي هشت سال خواست ملت ايران را به ذلت بكشاند، اما به بركت روحيه اين فرزندان اسلام كه متكي بر اعتقاد ديني، آسماني و معنوي بود، نتوانستند حتي يك وجب از خاك عزيز ايران را تعدي كنند و اين صدام و حاميانش بودند كه در نهايت رسواي خاص و عام شدند.
و)نتيجه گيري:از مجموعه مباحث اين مكتوب به اين جا مي رسيم كه:
1)نقش تمثيل و تشبيه در گفتمان سنتي و مدرن كاربرد داشته و به خصوص در نظريه پردازي علوم انساني نقش تعيين كننده اي دارد. از جمله كاركرد هاي اين مفاهيم ايجاد فرصت براي كنترل تفسيري رفتار و مواضع آدميان است.
2)در فرهنگ ديني و خصوصا قرآني از تشبيهات براي بيان حقايق بلند و عالي بسيار بهره جسته شده است. از اين رو مسلمانان با الهام از اين دستاورد مي توانند و بلكه مي بايست از معبر تمثيل و تشبيه براي بسط فرهنگ ديني بهره جويند.
3) بخشي از معارف و فرهنگ اسلامي بر مدار جهاد و شهادت دور مي زند. از آنجا كه امروزه جهان اسلام به شدت نياز به حماسه آفريني و تجليل از حماسه سازان دارد، از اينرو مي توان فرهنگ عزت و قدرت آفريني بر مبناي جهاد و شهادت را بر اساس تمثيل و تشبيه به تفسير و تعبير بنشيند.
4)هشت سال دفاع مقدس مواد خام فراوان احياكننده و سازنده ي فرهنگ جامعه در خود دارد كه يا اصلا مورد بهره برداري قرار نگرفته است و يا ظرفيت آن را دارد كه مورد تفسير مجدد قرار گيرد. در اين مكتوب در مقام تجويز مي توان پيشنهاد نمود كه يك بار ديگر يافته هاي موجود پيرامون جنگ بر اساس قالب تمثيلي و تشبيهي مورد باز خواني قرار گرفته و يا بر اساس اين نگرش و با اين نگاه به جمع آوري داده ها از يادگاران جنگ پرداخت.

منابع و مآخذ
- بشيريه، حسين(1374) جامعه شناسي سياسي، تهران، نشر ني.
- سنگري، محمد رضا- عبداللهي، مهدي:(138.) عوامل معنوي و فرهنگي دفاع مقدس: ج 3، فرهنگ عاشورا، قم، مركز تحقيقات اسلامي
- شايان فريدون(1353) سيري در تاريخ ايران باستان، تهران انتشارات رز(چاپ دوم)
- امام خميني، روح الله(1372) آداب نماز، تهران مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(چاپ دوم)
- امام خميني، روح الله(1369) صحفيه انقلاب: وصيت نامه ي سياسي- الهي رهبر كبير انقلاب اسلامي، تهران، چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي(چاپ پنجم)
- مطهري، مرتضي(بي تا) حماسه حسيني- ج 1، تهران، انتشارات صدرا.
- مطهري، مرتضي(بي تا)شرحاصول فلسفه و روش رئاليسم- مقاله ي اعتباريات، قم، دفتر انتشارات اسلامي
- منصورنژاد، محمد(1385) جنگ در آيينه نظريه ها، با تاكيد بر دفاع مقدس، تهران، بنياد حفظ و نشر آثار و ارزش هاي دفاع مقدس(پژوهش)
- نجمي، محمد صادق(1362)سخنان امام حسين از مدينه تا كربلا، قم، انتشارات اسلامي(چاپ سوم)
- هيوز، استيوارت(1369) آگاهي و جامعه، ترجمه ي عزت الله فولاد وند، تهران، سازمان انتشارات انقلاب اسلامي
توكل به خدا- دكتر باقر غباري بناب، ه 15 دي 1384 http://www. porsojoo. com
http://www. encyclopaediaislamica. com
سايت جامع دفاع مقدس: ساجد(www. sajed. ir)
(يا پايگاه اينترنتي ستاد بزرگداشت سرداران و ده هزار شهيد مازنداران bz– sorkh. comwww. sa.)
Russll Bertramd، (1945) Ahistorz of westem philosophy، simon and schuster، uewyork.