تشنگی را تو چشاندی به من از روی کرَم

تا زِ یادم نرود تشنگی اهلِ حرم

 

یا رب ار هست مرا جُرمِ نبخشیده هنوز

عیدی‌ام را بده و درگذر از از آن امروز

علی محمد مؤدب