زآینۀ دل گرفت ماه خداوند، زنگ

سلسلۀ زلف وصل، بود سحرها به چنگ

عبد خدا بود و صلح، دیو هوی بود و جنگ 

یافت ز خون علی صورت این ماه، رنگ