احمد علوی:

نیمه‌شب بود و سایه‌ها آرام، کوچه را خیس اشک می‌کردند

گفت مولا که زود برگردیم، تا غم یار را نفهمیدند

 

لات‌هایی که عبدود بودند، ابتدا با هبل بلی گفتند

بعد از آن هم که یاعلی گفتند، «أین عمّار» را نفهمیدند