«کمک خدا !»‏

روزی مردی در حال غرق شدن بود.

یک قایق آمد گفت: کمک می‌خواهی؟

گفت: نه خدا کمکم می‌کنه.

یک قایق دیگر رد شد پرسید: نجاتت بدم؟

مرد گفت: نه خدا نجاتم می‌ده.

غرق شد و مُرد.

شاکی رفت نزد خدا و پرسید: پس چرا نجاتم ندادی؟

خدا گفت: 2 قایق برایت فرستادم ابله!