یه روز یه نفر می ره ماهی بگیره، تور رو می اندازه تو دریا؛ اما هر چی می کشه در نمی یاد.
می ره زیر آب، می بینه ماهی ها تور رو بستن، دارن والیبال بازی می کنن.