آب بهشتي!

از عمليات كه برگشتم به شدت تشنه بودم. نور شديد خورشيد، شكست خوردن جنگ، خستگي بسيار و شهادت دوستانم موجب شده تا حالت طبيعي‏ام را از دست بدهم. از عمليات كه برگشتم به شدت تشنه بودم. نور شديد خورشيد، شكست خوردن جنگ، خستگي بسيار و شهادت دوستانم موجب شده تا حالت طبيعي‏ام را از دست بدهم. در عالم ديگري بودم. به گودال آبي رسيدم روي زمين دراز كشيدم و دهانم را توي آب فرو بردم. مقداري آب مي‏خوردم و به پشت دراز مي‏كشيدم و دو مرتبه آب مي‏خوردم. با خود مي گفتم عجب آب گوارايي است. اين آب قطعا آب بهشت است. فرداي‏آن روز كه حالم بهتر شد به كنار همان گودال رفتم، ديدم عجب آب لجن گرفته و متعفني است در حالی که من از شدت تشنگي آن را به جاي آب بهشتي مي‏نوشيدم.

 

نگارنده : fatehan1 در 1391/07/08 22:22:53.