پاسخ به:خاطرات دفاع مقدس
پنج شنبه 4 خرداد 1396 11:04 AM|
بچه گربه در بين قطعات اسلحه |
در بين رزمندگان، رزمندهاي به نام ابراهيم بود. او ميتوانست چشمبسته اسلحه ژ3 را باز و بست كند. قطعات آن را به ترتيب باز ميكرد و كنار هم قرار ميداد و پس از آن دو باره آنها را كنار هم ميچيد. در بين رزمندگان، رزمندهاي به نام ابراهيم بود. او ميتوانست چشمبسته اسلحه ژ3 را باز و بست كند. قطعات آن را به ترتيب باز ميكرد و كنار هم قرار ميداد و پس از آن دو باره آنها را كنار هم ميچيد.
روزي وقتي چشمهاي ابراهيم را بستند تا هنرش را به نمايش گذارد، تصميم گرفتيم با او شوخي كنيم. بچة گربه كوچكي را در بين قطعات باز شده قرار داديم. حيوان بيگناه صدا هم نميكرد تا اينكه دستهاي ابراهيم با او برخورد كرد. ابراهيم كه در بين قطعات سرد و سخت اسلحه، شيء نرم و لطيفي را يافته بود با تعجب و وحشت پارچه را كشيد و بچه گربه را ديد. همه خنديدند.
نگارنده : fatehan1 در 1391/07/08 22:17:59.