اصطلاح شماره 1 3

Shake a Leg

معني : شتاب کردن، عجله کردن

- Mary, you always take such a long time to put on your makeup. Come on, !
- I'll be finished in a minute. Be patient.
- You've got to or else we won't arrive on time to see the last show.

- مري، تو هميشه کلي طول مي‌کشه که خودت رو آرايش کني. !
- تا يک دقيقه ديگه کارم تموم مي‌شه. صبر داشته باش.
- بايد ، وگر نه براي ديدن آخرين نمايش به موقع نمي‌رسيم.