شرمندگی جمعه 24 دی 1389 11:46 AM adel_71 کاربر طلایی3 تعداد پست ها : 4296 | تاریخ عضویت : دی 1389 پدر که آمد هنوز بیدار بود. زیر چشمی دید دست پدر خالی است. چشمانش را بست.