مامور
جمعه 24 دی 1389 11:37 AMباد را دوست داشت چون لباس پاره اش که تکان می خورد کلاغها می پریدند.
بد نبود.
مامور بود.
خیلی وقتها هم که پیرمرد نبود
حتی می گذاشت روی شانه اش بنشینند.
این خیانت نبود.
دانه ها هم می دانستند مترسک دلسوز است...
باد را دوست داشت چون لباس پاره اش که تکان می خورد کلاغها می پریدند.
بد نبود.
مامور بود.
خیلی وقتها هم که پیرمرد نبود
حتی می گذاشت روی شانه اش بنشینند.
این خیانت نبود.
دانه ها هم می دانستند مترسک دلسوز است...