دلنوشته (یا رضا جان)
یک شنبه 30 تیر 1398 1:17 PMیا رضا جان
ای صفای قلب زارم هرچه دارم از تو دارم
تاقیامت ای رضاجان سر زخاکت برندارم
منم خاک درت غلام و نوکرت
مران از در مرا به جان مادرت
غیر تویاری ندارم باکسی کاری ندارم
گر مرا از دربرانی جای دیگر من ندارم
تو خوبی من بدم به این در آمدم
به جان فاطمه مکن مولا ردم
به دلم کن یک نگاهی تا نماند یک گناهی
به یقین با یک نگاهت میشوم دور از تباهی
تو رئوف ومهربانی قبله ی درماندگانی
از تو ممنوم دلم را در حریمت می کشانی
السلام علیک یا علی بن الموسی الرضا المرتضی
یا ضامن آهو میشه ضامنم بشی آقاجون
دستم به دامنت آقاجون بابای خوب و مهربانم
میشه کمکم کنید آقاجان
گرچه دل مهربونتون را شکسته ام
ولی جان مادرت حلالم کن و کمکم کن آقاجون