http://lordesyah.blogfa.com دالان بھشت
صفحھ ٢۵١
ثریا متعجب گفت: خوب معلومه، آره.
ببین در مورد این ها، اصلا بحث بر سر خوب یا بد بودن هیچ کدامشان نیست. ما بنا را بر این می
گذاریم که هر دوي این ها بچه هاي خوبی هستن، ولی دو تا خوبی که به درد هم نمی خورن. متوجه
هستی چی می گم؟!
اگه این دوست تو اصرار داره این وصلت انجام بشه، باید صابون خیلی چیزها را هم به دلش بزنه، از
جمله سختی و مرارت هاي چند ساله و شاید همیشگی و آخر سر هم با این خلق و خویی که من از
پسره دیدم، فکر نمی کنم چندان موفق بشه. حقیقتش فکر می کنم تا این جا هم تحمل پسره، فقط به
خاطر رودرواسی که با هم دارن بوده و احتمالا اونم مثل سیمین تو این فکره که بعد از عروسی اخلاق
هاي زنش رو عوض کنه.
خلاصه به احتمال زیاد اگه ازدواجشون سر بگیره مشکلاتشون بیش تر می شه که کم تر نمی شه.
ببین، این دوست شما می خواد به خودش و دیگران بقبولانه که محمود عوض می شه و طوري می شه
که اون می خواد، منتها اشتباه می کنه. چون اون آقایی که من دیدم، آدمی نیست که به این آسونی
ها عوض بشه.
براي این که در حقیقت اصلا نمی خواد عوض بشه. تغییر مال وقتی است که آدم از اونی که هست
در رنج باشه و خودش بخواد که تغییري انجام بشه. تو خودت دیدي هر وقت دوستت از بعدها صحبت
می کنه، نامزدش چه جوري نگاهش می کنه. به نظر من اگه می خواي به دوستت کمک کنی بهتره
رو راست اونچه رو می بینی و می فهمی بهش بگی. چرا بهش نمی گی که با تصورات خودش نمی
wWw.98iA.Com