اسب خیالی
دوشنبه 13 اسفند 1397 10:55 AM5 plus ones based on 5 ratings
دیشب تو را در خواب دیدم
ای اسب زیبای خیالی
وقتی نشستم روی زینت
بردی مرا یک جای عالی
ای اسب زیبای خیالی
وقتی نشستم روی زینت
بردی مرا یک جای عالی
با هم سفر کردیم در خواب
از روی دشت و کوه و دریا
تا شهرهای دور رفتیم
تا هر کجا، هر جای دنیا
هر شب به خواب من می آید
اسبی که بال و دم ندارد
کی می خرد بابا برایم
او را که اصلا سم ندارد
از صبح تا شب در مغازه
آرام و ساکت ایستاده
او هیچ جائی را ندیده
حتی سواری هم نداده
اسب قشنگم یک دوچرخه است
با این که پا و سم ندارد
من مطمئنم در رقابت
او اسب را جا می گذارد
«سعیده موسوی زاده»