تقدیم به تو ...
جمعه 24 مهر 1388 5:42 PMباز شب همدمم
باز غم در دلم
فکرهایم تلخ
رویاها یم سراب
خنده هایم محزون
در پس هر فکر
آه و افسوسی بلند
صدای هق هقم سخت
گریه هایم سرد
به دنبال روزهایی سبز
همرهانم راهزن
در شب سرد تنهای تنها
در سوز سخت این سرما
ریشه ام خشکید
میوه هایم گندید
سایه ای آمد
دلم لرزید
سایه تبر داشت به دست
اما چه باک از تیغ او ...
ما که سالی است خفته ایم
ما که عمریست مرده ایم
دیگر چه پندار از این بدتر