میزان هستی



مرا یک قبله، آن کوی حسین است

دلم ، در بند ابروی حسین است

طواف کربلا ، خو اهد وجودم

دلم ،پروانه ی کوی حسین است

به من آموخت یارم ، اسم اعظم

همانا ، نام دلجو ی حسین است

مشامم می ر سد ، بوئی ز جنت

یقین دارم،که آن بوی حسین است

میان خیر و شر ، میز ان هستی

عیار حق ،ترازوی حسین است

تو می بینی ، تنم اینجاست اما

دل دیوانه، پهلوی حسین"ع"است

توجنب وجوش می بینی ،درایندل

همه ازلطف ونیروی حسین است

بخواند فاخته کوکو ، بدانید

همان سودای کوکوی حسین است

مسلمان ، گبر و ترسا و کلیمی

یکایک محو هوهوی حسین است

اگر درمان درد خویش خواهی

طبیبم گفت :داروی حسین است

" فرائی " شاه بیت زندگانی

به شیعه،رسم والگوی حسین است



منبع: تبیان