مرد بر خلاف آنچه ابتدا تصور می‌رود، در عمق روح خویش از ابتذال زن و تسلیم و رایگانی او متنفر است. مرد همیشه عزت و استغنا و بی‌اعتنایی زن را نسبت به خود ستوده است.
مولوی عارف نازک انديش، راجع به تاثير حریم و حائل میان زن و مرد در افزایش قدرت و محبوبیت زن و در بالا بردن مقام او مثلی لطیف می‌آورد: آن‌ها را به آب و آتش تشبیه می‌کند، می‌گوید مثَل مرد مثَل آب است و مثَل زن مثَل آتش، اگر حائل از میان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه می‌کند و آن را خاموش می‌سازد. اما اگر حائل و حجابی میان آندو برقرار گردد مثل اینکه آب را در دیگی قرار دهند و آتش در زیر آن روشن کنند، آن وقت است که آتش آب را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد و اندک اندک او را گرم می‌کند و احیانا جوش و غلیان در او به وجود می‌آورد تا آنجا که سراسر وجود او را تبدیل به بخار می‌سازد.(حجاب شهید مطهری، ص69)
عشق در زمینه فراق‌ها و دست‌ نارسی‌ها می‌شکفد؛ خداوند مرد را مظهر عشق و طلب آفریده و زن را مظهر معشوقیت و مطلوبیت. این عشق آتشین و پاک را با چهارشنبه‌های سفید که نماد بی‌حجابی و به اسم آزادی است ـ ولی درواقع، بی بند و باری و لنگاری است ـ سرد و بی‌روح و آلوده نکنیم. باور‌ کنیم که حجاب ارزش است و به عشق قداست می‌دهد.
پی‌نوشت:
شهید مطهری، کتاب حجاب، بخش دوم، علت پیداشدن حجاب، انتشارات صدرا.