نماز

 

فرهنگ فارسی عمید

(اسم) [پهلوی: namač] namāz ۱. (فقه) عبادت مخصوص و واجب مسلمانان که شامل اقامه و حمد و سوره و ذکر تسبیحات واجبئ است و پنج بار در شبانه‌روز به جا می‌آورند.۲. (اسم مصدر) پرستش؛ نیاز؛ سجود؛ بندگی و اطاعت.۳. (اسم مصدر) [قدیمی] تعظیم کردن در مقابل کسی.&lan...

  • واژه‌های مشابه
  •  

     

    پیش نماز

    فرهنگ فارسی عمید

    (اسم، صفت) [قدیمی] pišnamāz ۱. امام جماعت.۲. کسی که نماز بخواند و دیگران به او اقتدا کنند.

  •  

     

    پیشین نماز

    فرهنگ فارسی عمید

    (اسم) [قدیمی] pišinnamāz نماز پیشین؛ نماز ظهر.

  •  

     

    بی نماز

    فرهنگ فارسی عمید

    (صفت) binamāz ۱. کسی که نماز نخواند.۲. [عامیانه] حائض.

  •  

     

    دست نماز

    فرهنگ فارسی عمید

    (اسم) dastnamāz شست‌وشوی دست‌ورو به ترتیب مخصوص برای نماز خواندن؛ وضو.

  • جست‌وجو در متن
  •  

     

    ماموم

    فرهنگ فارسی عمید

    (اسم، صفت) [عربی] ma'mum کسی که در نماز به پیش‌نماز اقتدا می‌کند.

  •  

     

    رکعت

    فرهنگ فارسی عمید

    (اسم) [عربی: رکعَة، جمع: رکَعات] (فقه) rak'at هر قیام از نماز که رکوع هم در آن باشد؛ یک‌بار رکوع در نماز.

  •  

     

    پیشینگاه

    فرهنگ فارسی عمید

    (اسم) ‹پیشینگه، پیشینگهان› [قدیمی] pišingāh وقت نماز ظهر؛ وقت نماز پیشین؛ ظهر.

  •  

     

    مصلی

    فرهنگ فارسی عمید

    (اسم) [عربی: مصلّیٰ] ‹مصلا› mosallā ۱. جای نماز خواندن؛ جای نماز و دعا؛ نمازگاه.۲. محل مخصوص در خارج شهر که مردم در روزهای مخصوص برای نماز گزاردن به آنجا بروند.

  •  

     

    غفیله

    فرهنگ فارسی عمید

    (اسم) [عربی: غفیلة] qofeyle از نماز‌های نافله که دو رکعت است و میان نماز مغرب و عشا خوانده می‌شود.

  •  

     

    تحریمه

    فرهنگ فارسی عمید

    (اسم) [عربی: تحریمَة] ‹تحرمه› [قدیمی] tahrime تکبیری که بعد از نیت نماز می‌گویند و آن بر خود حرام کردن کلام یا امر دیگری است که مربوط به نماز نباشد.

  •  

     

    تکبیرةالاحرام

    فرهنگ فارسی عمید

    (اسم) [عربی] (فقه) takbiratol'ehrām از مقدمات نماز، عبارت از چهار تکبیر پس از اذان که در تکبیر آخر نماز را شروع می‌کنند.

  •  

 

اقتدا

فرهنگ فارسی عمید

(اسم مصدر) [عربی: اقتداء] 'eqtedā ۱. پیروی کردن؛ تقلید کردن از کسی.۲. (فقه) نماز گزاردن پشت سر پیش‌نماز.