************ متون ادبی کوتاه و زیبا ***************

به شبنمی می ماند آدمی

و عمر چهل روایتش،

به لحظه رویت نور

بر سطح سبز برگی

می لغزد و بر زمین می چکد….

تا باری دیگر

و کی؟

وچگونه؟

وکجا؟…